انتخاب پروتکل نوروفیدک: SMR، کاهش تتا/بتا (TBR) یا SCP؟ راهنمای جامع تصمیمگیری بالینی
برای یک متخصص نوروتراپی، تحلیل نقشه مغزی (qEEG) و تصمیمگیری برای انتخاب پروتکل درمانی مناسب، یکی از حیاتیترین و در عین حال چالشبرانگیزترین مراحل درمان است. انبوهی از دادهها پیش روی شماست، اما مسیر درمانی کدام است؟ آیا باید بر افزایش ریتم حسی-حرکتی (SMR) تمرکز کرد، نسبت تتا به بتا (TBR) را هدف گرفت، یا به سراغ آموزش پتانسیلهای قشری آهسته (SCP) رفت؟ این انتخاب، بیش از یک تصمیم فنی، یک استراتژی بالینی است که موفقیت درمان به آن بستگی دارد.
این مقاله با هدف ارائه یک چارچوب روشن برای متخصصان، به بررسی عمیق سه پروتکل اصلی نوروفیدبک میپردازد و به شما کمک میکند تا با اطمینان بیشتری بر اساس دادههای qEEG و تظاهرات بالینی مراجع، بهترین مسیر را انتخاب کنید.
سطح ۱: آشنایی با سه رویکرد اصلی
پیش از هر چیز، لازم است درک روشنی از ماهیت، مکانیسم و کاربرد هر یک از این پروتکلها داشته باشیم.
۱. پروتکل افزایش ریتم حسی-حرکتی (SMR – Sensory-Motor Rhythm)
ماهیت: این پروتکل بر تقویت امواج مغزی در محدوده ۱۲-۱۵ هرتز در ناحیه قشر حسی-حرکتی (نقاطی مانند C3, Cz, C4) تمرکز دارد. ریتم SMR با حالت «آرامش متمرکز» و کاهش بیشفعالی حرکتی مرتبط است.
مکانیسم: تقویت SMR به بهبود فیلترینگ اطلاعات حسی و مهار تکانههای حرکتی کمک میکند. این پروتکل به نوعی «ترمز» مغز را تقویت کرده و به فرد اجازه میدهد تا در عین حفظ آرامش، هوشیار و متمرکز باقی بماند.
کاربرد کلاسیک: به طور سنتی برای درمان اختلال نقص توجه/بیشفعالی (ADHD) نوع ترکیبی یا بیشفعال، اختلالات خواب (بهویژه مشکل در شروع خواب) و کاهش اضطراب به کار میرود.
۲. پروتکل کاهش نسبت تتا/بتا (TBR – Theta/Beta Ratio)
ماهیت: این رویکرد به جای تمرکز بر یک باند فرکانسی، نسبت بین امواج آهسته تتا (۴-۸ هرتز) و امواج سریع بتا (۱۳-۲۱ هرتز) را هدف قرار میدهد. در بسیاری از افراد مبتلا به ADHD نوع بیتوجه، این نسبت به دلیل فعالیت بالای تتا یا فعالیت پایین بتا، افزایش یافته است.
مکانیسم: هدف اصلی، کاهش فعالیت امواج تتا (مرتبط با حواسپرتی و حالت رویاگونگی) و افزایش فعالیت امواج بتا (مرتبط با تمرکز و فعالیت شناختی) است. این کار به افزایش برانگیختگی قشر مغز و بهبود توجه پایدار کمک میکند.
کاربرد کلاسیک: انتخاب اول برای ADHD نوع بیتوجه (Inattentive) که با علائمی مانند حواسپرتی، مشکل در حفظ تمرکز و سازماندهی مشخص میشود.
۳. پروتکل پتانسیلهای قشری آهسته (SCP – Slow Cortical Potentials)
ماهیت: این پروتکل با سایر رویکردها تفاوت بنیادی دارد. SCP بر آموزش خودتنظیمی شیفتهای بسیار آهسته در پتانسیل الکتریکی قشر مغز (کمتر از ۱ هرتز) تمرکز دارد. این شیفتها منعکسکننده سطح کلی برانگیختگی یا بازداری قشر مغز هستند.
مکانیسم: به مراجع آموزش داده میشود که چگونه به صورت ارادی قشر مغز خود را در حالت «فعالسازی» (شیفت منفی) یا «بازداری» (شیفت مثبت) قرار دهد. این پروتکل به طور مستقیم توانایی مغز برای تنظیم منابع عصبی خود را هدف قرار میدهد و یک مهارت بنیادی خودتنظیمی را آموزش میدهد.
کاربرد کلاسیک: به دلیل اثربخشی بالا در آموزش خودتنظیمی، در درمان ADHD، صرع و میگرن کاربرد دارد. این روش نیازمند مشارکت شناختی فعالتری از سوی مراجع است.
سطح ۲: چارچوب تصمیمگیری بالینی مبتنی بر qEEG
انتخاب بین این پروتکلها نباید بر اساس حدس و گمان باشد. یک نقشه مغزی (qEEG) دقیق، سنگ بنای یک درمان شخصیسازی شده است. بدون ارزیابی اولیه، پروتکلهای درمانی عمومی و غیراختصاصی خواهند بود. برای دسترسی به دستگاههای نقشهبرداری مغزی با کیفیت و خدمات تفسیر نقشه مغزی دقیق، مراکز تخصصی مانند فناوران سرمد میتوانند راهنمای درمانگران باشند.
در ادامه یک راهنمای تصمیمگیری ارائه میشود:
-
سناریوی اول: بیشفعالی و تکانشگری
یافتههای qEEG: کمبود توان در باند SMR (12-15 Hz) در نواحی سنترال (Cz, C4).
تظاهرات بالینی: مراجع بیقراری فیزیکی، تکانشگری، مشکل در آرام نشستن و اضطراب را گزارش میکند.
پروتکل پیشنهادی: افزایش SMR. این پروتکل به طور مستقیم مکانیسمهای عصبی مسئول کنترل حرکتی و آرامش را هدف قرار میدهد. -
سناریوی دوم: بیتوجهی و حواسپرتی
یافتههای qEEG: افزایش توان امواج تتا در نواحی فرونتال و سنترال، و در نتیجه، بالا بودن نسبت تتا/بتا (TBR).
تظاهرات بالینی: مراجع از مشکل در تمرکز طولانیمدت، گم کردن وسایل، و رویاپردازی در طول روز شکایت دارد.
پروتکل پیشنهادی: کاهش TBR. این پروتکل به طور خاص برای کاهش الگوی مغزی مرتبط با کمبرانگیختگی (hypo-arousal) و افزایش هوشیاری طراحی شده است. -
سناریوی سوم: مشکلات بنیادین در خودتنظیمی
یافتههای qEEG: ناهنجاریهای گسترده در تنظیم برانگیختگی قشر مغز که به یک الگوی خاص محدود نمیشود.
تظاهرات بالینی: مراجع در تنظیم هیجانات، توجه و تکانه به طور کلی مشکل دارد و از نوسانات خلقی و عملکردی رنج میبرد.
پروتکل پیشنهادی: آموزش SCP. این پروتکل یک مهارت پایهای را به مغز آموزش میدهد که میتواند به بهبود کلی در تمام حوزههای عملکردی منجر شود.
سطح ۳: پژوهشهای جدید و رویکردهای پیشرفته
علم نوروفیدبک دائماً در حال تحول است. مطالعات جدید نشان میدهند که انتخاب پروتکل میتواند حتی از این هم دقیقتر شود. یک مرور انتقادی از مطالعات بین سالهای ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۵ نشان داد که پروتکلهای TBR و SCP به طور متوسط باعث بهبود شاخصهای توجه و کاهش تکانشگری در کودکان مبتلا به ADHD شدهاند. این یافتهها اهمیت انتخاب پروتکلهای مبتنی بر شواهد را برجسته میسازد.
علاوه بر این، فناوریهای جدیدی مانند نوروفیدبک لورتا (LORETA Neurofeedback) امکان هدفگیری منابع عمقیتر مغز را فراهم میکنند. این روش با تحلیل سهبعدی فعالیت مغز، به درمانگر اجازه میدهد تا پروتکلهایی را برای مناطقی مانند قشر کمربندی قدامی (ACC) یا اینسولا طراحی کند که در روشهای سطحی قابل دسترس نیستند. شرکت فناوران سرمد با ارائه دستگاههای نوروفیدبک پیشرفته از جمله دستگاه نوروفیدبک لورتا، این امکان را برای کلینیکها فراهم میکند تا درمانهای دقیقتر و مؤثرتری ارائه دهند.
نتیجهگیری: هنر و علم انتخاب پروتکل
هیچ پروتکل «جادویی» یا «بهترین» برای همه وجود ندارد. انتخاب مؤثرترین پروتکل نوروفیدبک، ترکیبی از علم (تحلیل دقیق qEEG) و هنر (درک عمیق از تظاهرات بالینی و نیازهای فردی مراجع) است. رویکرد مدرن در نوروتراپی، حرکتی فراتر از پروتکلهای ثابت به سمت یک درمان کاملاً شخصیسازی شده است. با مسلح شدن به دانش روز، ابزارهای تشخیصی دقیق و پروتکلهای درمانی منعطف، متخصصان میتوانند به مراجعان خود کمک کنند تا به پایدارترین نتایج دست یابند.

