Posts tagged "QEEG"

تحلیل گزارش نقشه مغزی

شباهت‌های فریبنده در QEEG؛ وقتی ADHD و وسواس (OCD) در نقشه مغز به هم شبیه می‌شوند

November 12th, 2025 Posted by Uncategorized 0 thoughts on “شباهت‌های فریبنده در QEEG؛ وقتی ADHD و وسواس (OCD) در نقشه مغز به هم شبیه می‌شوند”

شباهت‌های فریبنده در QEEG؛ وقتی ADHD و وسواس (OCD) در نقشه مغز به هم شبیه می‌شوند

در تحلیل نقشه‌های مغزی (QEEG)، یکی از چالش‌های رایج برای متخصصان این است که برخی الگوهای فعالیت الکتریکی مغز می‌توانند در چند اختلال مختلف تکرار شوند.
از میان آن‌ها، اختلال کم‌توجهی – بیش‌فعالی (ADHD) و اختلال وسواس فکری – عملی (OCD) یکی از جالب‌ترین و البته پیچیده‌ترین موارد شباهت را نشان می‌دهند.

در نگاه اول، ممکن است داده‌های QEEG هر دو گروه الگوی مشابهی از افزایش فعالیت در باند بتای بالا (High Beta: حدود 20 تا 30 هرتز) را نمایش دهند، به‌ویژه در نواحی پیش‌پیشانی (prefrontal cortex).
اما معنای فیزیولوژیکی و بالینی این افزایش در دو اختلال کاملاً متفاوت است — و همین تفاوت کوچک، در تصمیم‌گیری درمانی تأثیر بزرگی دارد.

🔹 ADHD و بتای بالا؛ مغزی که بیش از حد بیدار است

در بیماران ADHD، افزایش فعالیت باند بتای بالا معمولاً نشانه‌ی یک حالت بیش‌برانگیختگی کلی (hyperarousal) است.
این حالت موجب می‌شود مغز در حفظ توجه و تمرکز با مشکل روبه‌رو شود.
در عین حال، مغز به دلیل این سطح بالای برانگیختگی، تمایل دارد از وظایف متمرکز فرار کند یا خیلی سریع بین محرک‌ها جابه‌جا شود.

به زبان ساده‌تر، این افراد ممکن است در ظاهر «پرانرژی» باشند، اما در واقع مغزشان از شدت تحریک، نمی‌تواند در یک مسیر توجه باقی بماند.
الگوی QEEG در چنین مواردی معمولاً شامل:

  • افزایش توان باند بتا در نواحی Fp1، Fp2 و Fz
  • نسبت بالای بتا به آلفا
  • و گاهی افزایش انسجام (Coherence) بین نواحی پیش‌پیشانی و مرکزی است.

این الگو در نوروفیدبک به ما می‌گوید که مغز نیاز به بازآموزی در جهت کاهش برانگیختگی کلی و بازگرداندن توازن بین باندهای آلفا و بتا دارد.

🔹 OCD و بتای بالا؛ مغزی که بیش از حد کنترل می‌کند

در مقابل، در اختلال وسواس فکری – عملی، افزایش باند بتا معنایی متفاوت دارد.
در این بیماران، مغز درگیر کنترل شناختی افراطی (hypercontrol) و درگیری ذهنی مداوم است.
اینجا بتای بالا نه به‌دلیل ناتوانی در تمرکز، بلکه به‌دلیل تمرکز افراطی و توقف‌ناپذیر بر افکار و رفتارهای تکراری دیده می‌شود.

مطالعات QEEG در OCD معمولاً نشان داده‌اند:

  • افزایش فعالیت High Beta در نواحی Orbitofrontal و Anterior Cingulate Cortex (ACC)
  • افزایش Coherence بین نواحی پیشانی و تمپورال
  • و کاهش قدرت امواج تتا و آلفا، که با کاهش انعطاف شناختی و ذهنی همراه است.

به‌بیان دیگر، در وسواس، مغز درگیر «گیرکردن» در حلقه‌های فکری است. بتای بالا در اینجا نشانه‌ی تلاش مغز برای کنترل اضطراب و حفظ پیش‌بینی‌پذیری محیط است.

🔹 چرا اشتباه در تفسیر QEEG خطرناک است؟

اگر صرفاً به نمودار توان باندها نگاه کنیم، ممکن است تصور کنیم هر دو اختلال الگوی مشابهی از بتای بالا دارند.
اما بدون تحلیل دقیق‌تر — از جمله موقعیت فضایی فعالیت، انسجام بین نواحی، و ارتباط آن با علائم بالینی — احتمال دارد پروتکل درمانی اشتباه انتخاب شود.

به‌طور مثال، در ADHD هدف درمان کاهش بتای بالا و افزایش SMR یا آلفا است.
اما در OCD، اگر بدون در نظر گرفتن اضطراب زمینه‌ای، همین پروتکل اعمال شود، ممکن است فرد دچار افت عملکرد یا تشدید وسواس شود.

این‌جاست که تجزیه‌و‌تحلیل دقیق QEEG و همکاری بین نوروتراپیست و روان‌پزشک اهمیت حیاتی پیدا می‌کند.

🔹 تفسیر داده‌ها با استفاده از QEEG غیر دیتابیسی

در تحلیل‌های غیر دیتابیسی (Non-database QEEG)، داده‌ها با یک پایگاه مرجع مقایسه نمی‌شوند، بلکه تفسیر صرفاً بر اساس توزیع نسبی باندها و تجربه‌ی تحلیل‌گر انجام می‌شود.
در چنین حالتی، خطای تفسیر می‌تواند بیشتر باشد، به‌ویژه در مواردی که الگوهای مغزی هم‌پوشانی دارند.

برای مثال، ممکن است متخصص بدون در نظر گرفتن موقعیت دقیق افزایش بتا، تصور کند که کودک دچار ADHD است، در حالی که در ارزیابی بالینی، علائم وسواس آشکارتر باشند.

به همین دلیل توصیه می‌شود که حتی در تحلیل‌های غیر دیتابیسی، از شاخص‌های آماری مکمل (مثل Split-Half Reliability و Test-Retest Reliability) استفاده شود تا اطمینان از صحت داده‌ها افزایش یابد.

🔹 نقش نوروفیدبک در اصلاح این الگوها

در هر دو اختلال، نوروفیدبک می‌تواند با هدف بازتنظیم امواج مغزی عمل کند، اما پروتکل‌ها باید کاملاً متفاوت باشند.
در ADHD معمولاً تقویت امواج SMR (12–15 Hz) و کاهش High Beta در نواحی مرکزی پیشنهاد می‌شود.
در OCD، پروتکل‌ها بیشتر بر کاهش coherence پیش‌پیشانی و افزایش آلفا و تتا در نیمکره‌های پس‌سری تمرکز دارند تا انعطاف ذهنی و کاهش اضطراب فراهم شود.

🔹 جمع‌بندی

الگوهای مغزی ممکن است ظاهراً مشابه باشند، اما معنای آن‌ها بستگی به بافت روانی و فیزیولوژیک هر فرد دارد.
افزایش فعالیت باند بتای بالا در QEEG می‌تواند نشانه‌ای از اضطراب، وسواس، یا بیش‌فعالی باشد، اما تنها با تحلیل دقیق و تکیه بر داده‌های چندبُعدی می‌توان بین آن‌ها تمایز گذاشت.
QEEG ابزاری قدرتمند است، اما تفسیر آن نیازمند تجربه و درک عمیق از نوروفیزیولوژی رفتار است.

تفاوت‌های الگوی EEG در کودکان و بزرگسالان مبتلا به ADHD نوع High Beta

تفاوت‌های الگوی نوار مغزی در کودکان و بزرگسالان مبتلا به اختلال توجه (ADHD)نوع High Beta

November 4th, 2025 Posted by Uncategorized 0 thoughts on “تفاوت‌های الگوی نوار مغزی در کودکان و بزرگسالان مبتلا به اختلال توجه (ADHD)نوع High Beta”

تفاوت‌های الگوی EEG در کودکان و بزرگسالان مبتلا به ADHD نوع High Beta

در دهه‌های اخیر، تحلیل EEG و QEEG یکی از ابزارهای کلیدی در درک فیزیولوژی مغز افراد مبتلا به اختلال نقص توجه/بیش‌فعالی (ADHD) بوده است. مطالعات نشان داده‌اند که ADHD مجموعه‌ای از زیرگروه‌های فیزیولوژیک دارد که هرکدام با الگوی خاصی از فعالیت الکتریکی مغز مشخص می‌شوند. یکی از مهم‌ترین این زیرگروه‌ها، نوع High Beta است — الگویی که در آن فعالیت امواج بتای بالا (۲۲ تا ۳۰ هرتز) بیش از حد افزایش می‌یابد و مغز در وضعیت آماده‌باش مداوم باقی می‌ماند.

با وجود اشتراک در هسته‌ی فیزیولوژیک، الگوی EEG در کودکان و بزرگسالان مبتلا به ADHD نوع High Beta تفاوت‌های قابل‌توجهی دارد. این تفاوت‌ها نه‌تنها بازتابی از رشد مغز و تغییرات ساختاری آن در طول زمان هستند، بلکه برای طراحی پروتکل‌های دقیق نوروفیدبک نیز اهمیت بالینی مستقیم دارند.

الگوی High Beta چیست و چه معنایی دارد؟

در حالت طبیعی، امواج بتا به‌ویژه در بازه‌ی ۱۳ تا ۲۱ هرتز، با هوشیاری، تمرکز و فعالیت شناختی مرتبط‌اند. اما وقتی دامنه‌ی امواج بتای بالا (۲۲ تا ۳۰ هرتز) بیش از حد افزایش یابد، معمولاً نشانه‌ای از برانگیختگی بیش‌از‌حد قشر مغز (Cortical Hyperarousal) است. این وضعیت در QEEG به صورت افزایش توان مطلق یا نسبی High Beta Power، به‌ویژه در نواحی پیش‌پیشانی (Fz) و مرکزی (Cz) مشاهده می‌شود.

در بیماران مبتلا به ADHD نوع High Beta، مغز به‌جای کاهش برانگیختگی برای تمرکز، در یک وضعیت «تنش شناختی پایدار» قرار دارد. نتیجه‌ی این پدیده، احساس اضطراب، افکار مزاحم و دشواری در کنترل توجه است.

الگوی EEG در کودکان مبتلا به ADHD نوع High Beta

در کودکان، فعالیت بتای بالا معمولاً گسترده‌تر و نامتقارن‌تر از بزرگسالان است. نقشه‌های QEEG نشان می‌دهند که این افزایش در نواحی پیشانی (frontal) و مرکزی (central) بیشترین شدت را دارد. ویژگی‌های کلیدی این گروه شامل موارد زیر است:

  • افزایش توان امواج High Beta (۲۲–۳۰ Hz) در الکترودهای Fz، Cz و گاهی Pz
  • نسبت پایین تتا/بتا (Theta/Beta Ratio) به دلیل کاهش فعالیت تتا
  • الگوی کلی مرتبط با تحریک‌پذیری بیش از حد و ناتوانی در مهار شناختی
  • بی‌ثباتی در انسجام عملکردی بین نواحی فرونتال و تمپورال

این یافته‌ها نشان می‌دهند که در کودکان، سیستم عصبی هنوز در حال شکل‌گیری است و مسیرهای بازداری شناختی (Inhibitory Networks) به‌طور کامل تثبیت نشده‌اند. در نتیجه، مغز کودک مبتلا به این نوع از ADHD، به شکل گسترده‌تری در وضعیت «برانگیختگی بیش‌فعال» قرار دارد.

الگوی EEG در بزرگسالان مبتلا به ADHD نوع High Beta

در بزرگسالان، اگرچه هنوز افزایش امواج بتای بالا وجود دارد، اما این افزایش موضعی‌تر و منطقه‌ای‌تر است. الگوی QEEG معمولاً نشان‌دهنده‌ی تمرکز بیش‌فعالی در نواحی پیش‌پیشانی چپ (F3، Fz) و گاه در بخش‌های خلفی لوب فرونتال است. در عین حال، برخی از بزرگسالان مبتلا به این نوع ADHD افزایش غیرطبیعی انسجام بین‌لوبی (Interhemispheric Coherence) را نیز نشان می‌دهند.

این یعنی اگرچه شدت برانگیختگی نسبت به دوران کودکی کاهش یافته، اما اتصال بیش‌از‌حد سیناپسی بین مدارهای اجرایی باقی مانده است — حالتی که با «تفکر مداوم، اضطراب شناختی و خستگی ذهنی» شناخته می‌شود.

در این گروه، مغز از حالت “بیش‌تحریکی” کودکانه خارج شده و به سمت “فرسودگی شناختی” مزمن حرکت کرده است.

تحلیل مقایسه‌ای بین دو گروه

ویژگی کودکان مبتلا به High Beta بزرگسالان مبتلا به High Beta
دامنه امواج افزایش گسترده در Fz، Cz، Pz افزایش موضعی در F3–Fz
امواج تتا کاهش مشخص تتا نسبت تتا/بتا متعادل‌تر
تحلیل گزارش نقشه مغز

بیست نکته‌ی طلایی برای ثبت دقیق سیگنال نوار مغز و تضمین کیفیت تحلیل نقشه مغزی

October 27th, 2025 Posted by Uncategorized 0 thoughts on “بیست نکته‌ی طلایی برای ثبت دقیق سیگنال نوار مغز و تضمین کیفیت تحلیل نقشه مغزی”

بیست نکته‌ی طلایی برای ثبت دقیق سیگنال EEG و تضمین کیفیت تحلیل QEEG

در دنیای نوروساینس، کیفیت سیگنال EEG، مهم‌ترین عامل در اعتبار هر تحلیل QEEG است.
حتی یک تماس ضعیف بین الکترود و پوست سر یا یک صدای محیطی ساده می‌تواند داده را آلوده و نتیجه را از واقعیت دور کند.
QEEG مثل نقشه‌ای دقیق از فعالیت مغز است؛ اما اگر پایه‌ی این نقشه، یعنی ثبت اولیه، دقیق نباشد، تمام تحلیل‌ها بر پایه‌ی داده‌های اشتباه بنا می‌شوند.
در این مقاله ۲۰ نکته‌ی علمی و کاربردی آورده شده که رعایت آن‌ها در کلینیک‌ها و مراکز نوروفیدبک، کیفیت سیگنال ثبت‌شده را به‌طور چشمگیری افزایش می‌دهد.

🔹 ۱. اطمینان از تمیز و خشک بودن الکترودها یا کلاه EEG

قبل از شروع ثبت، حتماً از تمیز بودن تمام الکترودها و خشک بودن کامل سطح داخلی کلاه ثبت مطمئن شوید. ماندن ژل یا رطوبت باعث افزایش امپدانس و ایجاد نویز می‌شود.

🔹 ۲. شست‌وشوی مو پیش از مراجعه

به مراجع اطلاع دهید که موهای خود را در روز ثبت بشوید و کاملاً خشک کند. بعد از شست‌وشو از نرم‌کننده یا ماسک مو استفاده نکند، چون این مواد چرب رسانایی را کاهش می‌دهند.

🔹 ۳. اجتناب از مواد حالت‌دهنده‌ی مو

تافت، ژل، واکس یا کرم‌های حالت‌دهنده، چسبندگی الکترود را مختل می‌کنند و باعث ناپایداری سیگنال می‌شوند.

🔹 ۴. حذف زیورآلات فلزی

بهتر است مراجع زیورآلات و گوشواره‌های فلزی را در منزل باز کند تا از تداخل الکتریکی و خطر گم شدن آن‌ها جلوگیری شود.

🔹 ۵. پوست و صورت بدون مواد چرب یا آرایشی

پوست چرب یا پوشیده از کرم و لوازم آرایش، مقاومت سطحی را بالا می‌برد و امپدانس را افزایش می‌دهد. اگر لازم است، مواد آرایشی قبل از ثبت با دستمال مرطوب پاک شوند.

🔹 ۶. لباس راحت و آزاد

لباس‌های تنگ یا یقه‌اسکی می‌توانند باعث ایجاد تنش در گردن و شانه شوند و نویز عضلانی ایجاد کنند. پوشش راحت و نخی برای مراجع ایده‌آل است.

🔹 ۷. پرهیز از کافئین

کافئین در قهوه، چای، نوشابه، شکلات داغ و نوشیدنی‌های انرژی‌زا وجود دارد و باعث افزایش فعالیت بتا در مغز می‌شود. حداقل دو ساعت قبل از ثبت نباید مصرف شود.

🔹 ۸. پرهیز از سیگار و نیکوتین

سیگار، حتی نوع الکترونیکی، باعث افزایش تنش عصبی و تغییر در امواج مغزی می‌شود. بهتر است مراجع حداقل دو ساعت قبل از جلسه از مصرف آن خودداری کند.

🔹 ۹. پرهیز از مصرف الکل و مواد محرک

مصرف الکل یا ماری‌جوانا تا ۶ ساعت قبل از ثبت، موجب تغییر در فاز امواج و کاهش دقت ثبت می‌شود.

🔹 ۱۰. نور مناسب محیط

نور شدید یا چشمک‌زن باعث پلک‌زدن مداوم و حرکت چشمی می‌شود. نور محیط باید ملایم و ثابت باشد و اگر مانیتوری در مقابل فرد قرار دارد، نور آن کاهش داده شود.

🔹 ۱۱. سکوت و آرامش در محیط ثبت

کوچک‌ترین صدا یا گفت‌وگو در اطراف مراجع می‌تواند تمرکز او را برهم زند و منجر به تغییر در ریتم آلفا شود. محیط باید آرام و بدون رفت‌و‌آمد باشد.

🔹 ۱۲. دمای مناسب

دمای محیط نباید خیلی گرم یا خیلی سرد باشد. هوای سرد باعث لرزش عضلات و نویز مکانیکی می‌شود؛ گرما نیز باعث بی‌قراری و تنش می‌گردد.

🔹 ۱۳. توضیح فرایند ثبت به مراجع

اگر مراجع نداند قرار است چه اتفاقی بیفتد، دچار اضطراب می‌شود و مغزش وارد حالت بتای بالا خواهد شد. چند دقیقه وقت بگذارید و روند کار را ساده و شفاف توضیح دهید.

🔹 ۱۴. وضعیت بدنی و فک ریلکس

به فرد یاد دهید فک خود را کمی باز نگه دارد تا عضلات صورت درگیر نشوند. هرگونه تنش عضلانی باعث نویز EMG می‌شود.

🔹 ۱۵. امپدانس پایین و متعادل

امپدانس هر کانال باید کمتر از ۵ کیلو اهم باشد و اختلاف بین کانال‌ها بیش از ۱ کیلو اهم نباشد. این محدوده بهترین تعادل را بین رسانایی و پایداری ایجاد می‌کند.

🔹 ۱۶. پیشگیری از خواب‌آلودگی یا بی‌قراری

اگر فرد خسته است یا به خواب می‌رود، ثبت را متوقف کنید. چند دقیقه صحبت ساده یا حرکت بدن می‌تواند ریتم مغزی را به حالت طبیعی برگرداند.

🔹 ۱۷. کنترل حرکات چشم

حرکات چشم از شایع‌ترین منابع آرتیفکت هستند. به مراجع آموزش دهید در حالت چشم بسته پلک نزند و در حالت چشم باز، فقط به یک نقطه ثابت نگاه کند.

🔹 ۱۸. ریلکسیشن ذهنی

از مراجع بخواهید هنگام ثبت به موضوع خاصی فکر نکند. مغز باید در حالت پایه (Resting State) ثبت شود، نه هنگام پردازش فعال.

🔹 ۱۹. بررسی شاخص‌های آماری کیفیت

پس از ثبت، دو شاخص Test-Retest Reliability (بالاتر از ۰.۹) و Split-Half Reliability (بالاتر از ۹۵٪) باید بررسی شود. این دو شاخص تضمین می‌کنند داده‌ها پایدار و قابل تحلیل هستند.

🔹 ۲۰. ثبت گزارش و مستندسازی

در پایان ثبت، شرایط محیط، وضعیت مراجع، زمان دقیق و هر عامل غیرعادی باید در فرم گزارش یادداشت شود. این اطلاعات به تحلیل‌گر QEEG کمک می‌کند در تفسیر داده‌ها دقت بیشتری داشته باشد.

📊 جمع‌بندی

کیفیت ثبت EEG تنها به مهارت اپراتور وابسته نیست، بلکه به دقت در تمام جزئیات قبل، حین و بعد از ثبت بستگی دارد.
رعایت این ۲۰ نکته باعث می‌شود سیگنال مغزی تمیز، دقیق و بدون نویز باشد — داده‌ای که می‌توان با اطمینان آن را وارد نرم‌افزارهای تحلیل QEEG و سیستم‌های مبتنی بر هوش مصنوعی مانند EEGLOG کرد.

به خاطر داشته باشید: در QEEG هیچ تحلیلی مهم‌تر از داده‌ی درست نیست.
کیفیت ثبت، پایه‌ی کیفیت درمان است.

مشخصه های نقشه مغزی در اختلالات

October 21st, 2025 Posted by Uncategorized 0 thoughts on “”

نشانگرهای QEEG در اختلالات روان‌پزشکی

تحلیل نقشه مغزی در مسیر درمان مبتنی بر داده

در سال‌های اخیر، استفاده از الکتروانسفالوگرافی کمی (QEEG) به‌عنوان ابزاری کلیدی در روان‌پزشکی مدرن گسترش چشمگیری داشته است. این روش، با ثبت دقیق فعالیت الکتریکی قشر مغز، به پزشک یا درمانگر اجازه می‌دهد تا فراتر از نشانه‌های رفتاری و توصیفی، به سطح فیزیولوژی عصبی اختلالات ذهنی دسترسی پیدا کند. برخلاف EEG سنتی که تنها امواج را به‌صورت خام نشان می‌دهد، QEEG داده‌ها را به‌صورت عددی و نقشه‌های رنگی تحلیل می‌کند. در این نقشه‌ها، هر رنگ یا مقدار نمایانگر تغییر در توان امواج مغزی در ناحیه‌ای مشخص از مغز است. تحلیل این نقشه‌ها می‌تواند الگوهای خاصی را آشکار کند که با اختلالات بالینی ارتباط مستقیم دارند.

QEEG؛ از ثبت تا تفسیر

QEEG با استفاده از داده‌های EEG خام، شاخص‌هایی مانند توان مطلق (Absolute Power)، عدم تقارن دامنه (Amplitude Asymmetry)، انسجام (Coherence) و تاخیر فاز (Phase Lag) را استخراج می‌کند. این پارامترها به ما امکان می‌دهند تا بفهمیم کدام نواحی مغز بیش‌فعال یا کم‌فعال هستند و ارتباط عملکردی بین شبکه‌های مغزی تا چه حد منسجم است. در مدل‌های غیردیتابیسی (Non-Database QEEG)، داده‌های مغز هر فرد به‌صورت درون‌فردی تحلیل می‌شوند. در این حالت، مغز با خودش مقایسه می‌شود، نه با میانگین جمعیتی؛ بنابراین نتایج اختصاصی‌تر و شخصی‌سازی‌شده‌تر خواهند بود.

🔸 نشانگرهای QEEG در اختلالات شایع

یکی از مهم‌ترین کاربردهای QEEG، شناسایی الگوهای شاخص در اختلالات روان‌پزشکی است. در ادامه، به بررسی علمی و دقیق برخی از این الگوها پرداخته‌ایم:

ADHD (اختلال نقص توجه/بیش‌فعالی)

یکی از شناخته‌شده‌ترین نشانگرهای QEEG در ADHD، افزایش نسبت تتا به بتا (Theta/Beta Ratio) در نواحی فرونتال و مرکزی (به‌ویژه Fz و Cz) است. افزایش توان تتا نشان‌دهنده‌ی کندی پردازش اطلاعات و کاهش فعالیت قشر پیش‌پیشانی است؛ ناحیه‌ای که مسئول توجه پایدار و کنترل مهاری است. در مقابل، کاهش توان بتا با دشواری در تمرکز و نوسان توجه مرتبط است. تحقیقات متعدد نشان داده‌اند که اصلاح این الگو از طریق نوروفیدبک می‌تواند بهبود قابل‌توجهی در تمرکز و کاهش رفتارهای تکانشی ایجاد کند.

اضطراب (Anxiety Disorders)

در افراد مبتلا به اضطراب، معمولاً افزایش چشمگیر در امواج High Beta (22–30Hz) در نواحی فرونتال راست (Fp2، F4) مشاهده می‌شود. این افزایش بیانگر بیش‌فعالی شبکه‌های هشدار مغزی و سیستم بیداری (Arousal System) است. به‌عبارتی، مغز در حالت آماده‌باش مداوم قرار دارد، حتی در نبود تهدید واقعی. کاهش امواج آلفا در همین نواحی نیز می‌تواند نشانه‌ای از کاهش مهار قشری و در نتیجه افزایش تحریک‌پذیری باشد.

افسردگی (Depression)

در نقشه مغزی افراد افسرده، اغلب عدم تقارن در امواج آلفا بین نیمکره‌های چپ و راست فرونتال دیده می‌شود. به‌طور معمول، کاهش توان آلفا در نیمکره چپ و افزایش آن در نیمکره راست وجود دارد. این الگو با مفهوم “Frontal Alpha Asymmetry” شناخته می‌شود و بازتابی از افت انگیزش، کاهش انرژی روانی و تمایل کمتر به درگیری فعالانه با محیط است. افزایش فعالیت فرونتال چپ از طریق نوروفیدبک می‌تواند به تنظیم خلق و افزایش انرژی ذهنی کمک کند.

وسواس فکری–عملی (OCD)

ویژگی بارز QEEG در OCD، افزایش High Beta (22–30Hz) در نواحی فرونتال (به‌ویژه Fz و Fp1–Fp2)** و کاهش امواج آلفا** است. این الگو بیانگر بیش‌فعالی مدار قشر–استریات (Cortico-Striatal Loop) است که مسئول کنترل و مهار افکار تکرارشونده می‌باشد. در واقع، مغز در حالت “Over-Control” باقی می‌ماند و نمی‌تواند به‌صورت طبیعی بین توقف و تداوم فکر یا عمل تعادل برقرار کند.

PTSD (اختلال استرس پس از سانحه)

در بیماران PTSD، ترکیبی از افزایش امواج دلتا (1–4Hz) در نواحی تمپورال و High Beta در نواحی پری‌فرونتال دیده می‌شود. دلتاهای بالا بیانگر حالت فرو‌رفتگی ذهنی و بازتجربه‌ی ناخودآگاه هستند، در حالی‌که بتای بالا نشانگر بیش‌فعالی شبکه تهدید و اضطراب درونی است. این ترکیب باعث می‌شود فرد بین دو حالت «کرختی» و «برانگیختگی بیش‌ازحد» نوسان داشته باشد.

اوتیسم (ASD)

در QEEG کودکان دارای اختلال طیف اوتیسم، معمولاً افزایش قابل‌توجهی در امواج تتا و کاهش در امواج بتا در نواحی تمپورال و پاریتال مشاهده می‌شود. این الگو با دشواری در پردازش اجتماعی، یکپارچگی حسی و تنظیم هیجانی مرتبط است. تحلیل انسجام (Coherence) در این بیماران نیز اغلب کاهش ارتباط بین نیمکره‌ای را نشان می‌دهد، که می‌تواند بیانگر ضعف در هماهنگی شبکه‌های شناختی باشد.

بی‌خوابی (Insomnia)

در افراد دچار بی‌خوابی، معمولاً افزایش امواج بتا در سراسر قشر مغز به‌ویژه در نواحی مرکزی و پس‌سری (Cz، Pz) مشاهده می‌شود. این وضعیت، نشانگر ناتوانی مغز در کاهش فعالیت قشری و ورود به فاز آرام‌سازی است. همچنین کاهش امواج دلتا در خواب، یکی از شاخص‌های مهم اختلال در بازیابی انرژی عصبی به‌شمار می‌رود.
<

تحلیل الگوی مغزی OCD در نقشه مغزی غیردیتابیسی

تحلیل الگوی مغزی وسواس در نقشه مغزی غیردیتابیسی

October 14th, 2025 Posted by Uncategorized 0 thoughts on “تحلیل الگوی مغزی وسواس در نقشه مغزی غیردیتابیسی”

تحلیل الگوی مغزی OCD در QEEG غیردیتابیسی

نقشه‌ای دقیق از مدارهای وسواس در مغز

اختلال وسواس فکری–عملی (OCD) از جمله اختلالاتی است که ریشه‌ی آن را باید در سطح عملکردی مغز جست‌وجو کرد، نه صرفاً در سطح شناختی یا رفتاری. سال‌ها پژوهش نوروساینس نشان داده‌اند که OCD بیش از هر چیز، ناشی از اختلال در مدارهای عصبی مرتبط با کنترل، ارزیابی و توقف رفتارها است. بررسی‌های QEEG، به‌ویژه در حالت غیردیتابیسی، تصویری دقیق از این ناهنجاری‌ها ارائه می‌دهند — تصویری که در بسیاری موارد از تحلیل‌های بالینی سنتی هم گویاتر است.

 

QEEG غیردیتابیسی چیست و چه مزیتی دارد؟

در QEEG دیتابیسی، الگوی فعالیت مغزی هر فرد با داده‌های نرمال جمعیت مقایسه می‌شود. این روش در مطالعات گروهی سودمند است، اما برای تحلیل دقیق هر مراجع، ممکن است برخی تفاوت‌های فردی را پنهان کند.

در مقابل، QEEG غیردیتابیسی (Non-database QEEG) مغز را با خودش مقایسه می‌کند. یعنی به جای مقایسه با میانگین جامعه، تفاوت‌های درون‌فردی، هماهنگی بین کانال‌ها و تغییرات دامنه‌ای امواج مورد بررسی قرار می‌گیرد.

این روش برای اختلالاتی مانند OCD که نوسانات عملکردی بسیار ظریف دارند، دقت بیشتری دارد و امکان مشاهده‌ی “الگوی واقعیِ عملکرد مغز” را فراهم می‌کند.

 

الگوی فعالیت در OCD: نواحی درگیر و شاخص‌های الکتروفیزیولوژیک

مطالعات متعدد QEEG نشان داده‌اند که در بسیاری از بیماران مبتلا به OCD، افزایش توان باند High Beta (22–30 Hz) در نواحی پیش‌پیشانی (Fp1, Fp2, Fz) مشاهده می‌شود. این افزایش معمولاً با بیش‌فعالی مدارهای کنترل شناختی (Cortico-Striatal-Thalamo-Cortical Loop) همبسته است. به عبارت دیگر، مدارهایی که وظیفه‌ی پایش و توقف افکار تکراری را دارند، در وضعیت بیش‌برانگیختگی (Hyperarousal) باقی می‌مانند. افزایش Coherence بین نواحی فرونتال و پاریتال نیز یکی از شاخص‌های تکرارشونده در این اختلال است. Coherence بالا در این مسیر نشانگر نوعی “قفل ارتباطی” است — یعنی نواحی مختلف مغز بیش از حد هم‌زمان فعال می‌شوند و انعطاف عملکردی کاهش می‌یابد. این وضعیت باعث می‌شود ذهن در حلقه‌ی بررسی و تکرار گرفتار بماند. از سوی دیگر، در بسیاری از موارد کاهش توان باند Alpha در نواحی پس‌سری (Occipital) و همچنین کاهش Theta در ناحیه ACC (Anterior Cingulate Cortex) دیده می‌شود.

ACC یکی از مراکز اصلی نظارت بر خطا و ارزیابی است. کاهش فعالیت تتا در این ناحیه به معنای اختلال در توانایی “پایان دادن” به فرایندهای فکری است همان پدیده‌ای که در رفتار وسواسی مشاهده می‌شود.

 

تفسیر یافته‌ها: از نقشه تا مفهوم

در مجموع، نقشه‌های QEEG در OCD تصویری از مغزی نشان می‌دهند که در حالت آماده‌باش مداوم قرار دارد. افزایش High Beta در نواحی فرونتال نشانگر اضطراب پایه‌ای بالا و کنترل بیش از حد شناختی است. کاهش Alpha با ناتوانی در “ریست ذهنی” ارتباط دارد.

و افزایش Coherence به معنای هم‌قفل شدن مدارهای تصمیم‌گیری و ارزیابی است. در چنین شرایطی، حتی زمانی که فرد منطقی می‌داند نگرانی‌اش بی‌اساس است، مغزش هنوز سیگنال “خطر” را فعال نگه می‌دارد. به همین دلیل، چرخه‌ی وسواس ادامه پیدا می‌کند.

 

اهمیت تحلیل غیردیتابیسی در طراحی پروتکل

در QEEG غیردیتابیسی، تحلیلگر به جای جست‌وجوی انحراف از نرمال، به دنبال الگوهای درون‌فردیِ ناسازگار می‌گردد. برای مثال:

در فردی ممکن است High Beta فقط در Fz بالا باشد. در دیگری ACC بیش‌فعال‌تر باشد،یا در موردی دیگر، Coherence غیرطبیعی بین FP2 و Pz دیده شود.

در هر حالت، این تفاوت‌ها اهمیت بالینی دارند و در طراحی پروتکل نوروفیدبک (Neurofeedback Protocol) باید لحاظ شوند.

 

از داده تا درمان: مسیر بالینی

تحلیل QEEG غیردیتابیسی به درمانگر کمک می‌کند تا:

  • ناحیه‌ی درگیر را با دقت شناسایی کند (مثلاً ACC یا Orbitofrontal)
  • نوع ناهنجاری را مشخص کند (بیش‌فعالی یا کاهش توان)
  • و بر اساس آن، پروتکل هدفمند طراحی نماید — مثلاً کاهش High Beta در Fz یا افزایش SMR در Cz. این سطح از شخصی‌سازی، درمان را از حالت “عمومی” خارج کرده و به مسیر Data-driven Neurofeedback نزدیک می‌کند.

OCD در سطح مغز، بیشتر از آنکه صرفاً اختلال فکری باشد، حاصل ناهماهنگی میان مدارهای کنترل، ارزیابی و توقف رفتار است.

QEEG غیردیتابیسی این ناهماهنگی را با دقت میلی‌ولت آشکار می‌کند.

از افزایش High Beta گرفته تا Coherence بالا و کاهش Alpha، هر یک قطعه‌ای از پازل وسواس را نشان می‌دهند.

ترکیب این داده‌ها با تحلیل بالینی، مسیر طراحی درمان‌های مبتنی بر داده را هموار می‌سازد. درمان‌هایی که به جای سرکوب نشانه‌ها، به تنظیم واقعی عملکرد مغز می‌پردازند.

مشخصه های ADHD در QEEG یا نقشه مغز

تحلیل جامع ویژگی‌های نقشه مغزی در اختلال ADHD

October 5th, 2025 Posted by Uncategorized 0 thoughts on “تحلیل جامع ویژگی‌های نقشه مغزی در اختلال ADHD”

تحلیل جامع ویژگی‌های QEEG در اختلال ADHD

اختلال نقص توجه و بیش‌فعالی (ADHD) یکی از اختلالات عصب‌تکاملی با زمینه‌ی ژنتیکی و نوروفیزیولوژیک مشخص است که با مشکلات در توجه پایدار، کنترل تکانه، و تنظیم هیجانی شناخته می‌شود. با وجود اینکه تشخیص بالینی آن همچنان بر پایه‌ی مصاحبه، مشاهده و پرسشنامه‌ها انجام می‌شود، نقشه‌برداری کمی از مغز (QEEG) در دهه‌ی اخیر به ابزاری کلیدی برای درک دقیق‌ترِ زیربنای عصبی این اختلال تبدیل شده است.

الگوهای امواج مغزی در ADHD
تحلیل QEEG نشان می‌دهد که در اغلب مبتلایان به ADHD، فعالیت الکتریکی مغز دچار ناهماهنگی در ریتم‌های پایه‌ای است.
شایع‌ترین الگوی مشاهده‌شده، افزایش توان امواج تتا (۴–۸ هرتز) همراه با کاهش امواج بتا (۱۳–۲۱ هرتز) در نواحی پیش‌پیشانی و مرکزی مغز است.
این پدیده که به نام افزایش نسبت تتا به بتا (Theta/Beta Ratio – TBR) شناخته می‌شود، سال‌هاست یکی از شاخص‌های زیستی معتبر در تحقیقات ADHD محسوب می‌شود.

تتا بالا: بیانگر فعالیت پایین شبکه‌های توجه و افزایش حالت ذهنی «خیالبافی» یا عدم تمرکز است.
بتا پایین: نشانه‌ای از کاهش برانگیختگی شناختی و ضعف در عملکردهای اجرایی مانند برنامه‌ریزی، تصمیم‌گیری و بازداری پاسخ است.
به‌صورت عینی‌تر، نقشه QEEG این افراد معمولاً رنگ‌های گرم (قرمز و نارنجی) در باند تتا در نواحی Frontal و Central نشان می‌دهد و رنگ‌های سردتر (آبی) در باند بتا.

  • تفاوت زیرگونه‌های ADHD در QEEG
    مطالعات جدیدتر نشان داده‌اند که ADHD یک اختلال همگن نیست، بلکه چندین زیرگونه‌ی الکتروفیزیولوژیک دارد که QEEG قادر به تفکیک آن‌هاست:
  • Subtype تتا بالا / بتا پایین: شایع‌ترین نوع، بیشتر در کودکان و نوجوانان؛ همراه با حواس‌پرتی، کندی شناختی و ضعف تمرکز.
    Subtype بتای بالا (High-Beta): معمولاً در نوجوانان یا بزرگسالان با اضطراب بالا دیده می‌شود؛ مغز بیش‌برانگیخته و ناتوان در آرام‌سازی است.
    Subtype آلفای بالا: در برخی موارد نوع inattentive، افزایش آلفا در نواحی پس‌سری دیده می‌شود که نشان‌دهنده‌ی حالت بیش‌ازحد درون‌گرای ذهن است.
    Subtype Low-Voltage Fast (LVF): در بزرگسالانی با ADHD مزمن مشاهده می‌شود؛ توان کلی پایین در تمام باندها، مغز کم‌انرژی و تحلیل‌رفته.
    این تمایزها اهمیت بالینی دارند، چون هرکدام نیازمند پروتکل نوروفیدبک متفاوتی هستند.
  • 🔗 عدم تقارن دامنه (Amplitude Asymmetry)
    در QEEG افراد مبتلا به ADHD، گاهی عدم تقارن بین نیمکره‌ها (به‌ویژه در نواحی فرونتال) مشاهده می‌شود.
    برای مثال، افزایش تتا در F3 (سمت چپ) نسبت به F4، با کاهش عملکرد کلامی و کندی در تصمیم‌گیری مرتبط است.
    این تفاوت‌ها در تحلیل Z-score معمولاً به‌صورت مقادیر مثبت یا منفی مشخص می‌شوند و به کلینیسین در طراحی پروتکل کمک می‌کنند.
    انسجام (Coherence) و تاخیر فاز (Phase Lag)
    در مغز طبیعی، انسجام بین نواحی مختلف باید در حد بهینه باشد: نه خیلی زیاد (که باعث تفکر تکراری و انعطاف‌ناپذیر می‌شود) و نه خیلی کم (که نشانه‌ی گسیختگی شناختی است).
  • در ADHD، معمولاً دو الگوی کلی دیده می‌شود:
    Hypo-coherence: کاهش ارتباط کارکردی بین نواحی فرونتو-پاریتال، که منجر به ناتوانی در نگه‌داشتن توجه پایدار می‌شود.
    Hyper-coherence: افزایش بیش از حد انسجام، خصوصاً در باند بتا، که باعث تفکر سفت و غیرمنعطف می‌شود.
    همچنین Phase Lag در مسیرهای ارتباطی بین Fz، Cz و Pz ممکن است افزایش یابد، به این معنا که پیام‌های عصبی با تأخیر بین این نواحی منتقل می‌شوند؛ و در نتیجه مغز در هماهنگی بین “تصمیم” و “عمل” دچار کندی می‌شود.
  • یافته‌های مرتبط با شاخص Z-score
    تحلیل Z-score در QEEG مقایسه‌ی داده‌های فرد با پایگاه داده‌ی نرمال (Normal Database) است. در ADHD معمولاً نواحی فرونتال (Fp1، Fz، Cz) دارای Z-score بالاتر از ۲+ در باند تتا و کمتر از -۲ در باند بتا هستند.
    این داده‌ها نشان می‌دهد فعالیت تتا بیش از میانگین جمعیت نرمال و فعالیت بتا کمتر از حد طبیعی است.
    با این اطلاعات، سیستم‌هایی مانند EEGLOG می‌توانند به‌صورت خودکار پروتکل‌های نوروفیدبک متناسب را پیشنهاد دهند. برای مثال:
    افزایش بتا در Fz
    کاهش تتا در Cz
    تنظیم انسجام بین F3 و Pz
    این روش‌ها که به‌صورت درمان مبتنی بر داده (Data-Driven Neurofeedback) شناخته می‌شوند، احتمال موفقیت درمان را به‌طور چشمگیری بالا می‌برند.
  • تفسیر بالینی و ارتباط با عملکرد رفتاری
    مطالعات همبستگی نشان داده‌اند که شدت افزایش تتا با شدت مشکلات تمرکزی رابطه مستقیم دارد.
    همچنین، نسبت تتا/بتا بالاتر از ۴ معمولاً با نمرات پایین‌تر در آزمون‌های توجه پیوسته (CPT) و زمان واکنش طولانی‌تر همراه است.
    این یافته‌ها نشان می‌دهد که QEEG نه‌تنها می‌تواند تشخیص را دقیق‌تر کند، بلکه شاخصی برای پیگیری روند درمانی نیز محسوب می‌شود.
    ADHD تنها یک اختلال رفتاری نیست، بلکه بازتابی از ناهماهنگی عمیق در شبکه‌های نورونی مغز است. QEEG با ثبت دقیق الگوهای امواج مغزی، این ناهماهنگی را به داده‌های قابل‌تحلیل تبدیل می‌کند.
  • شناخت این الگوها، به‌ویژه در باندهای تتا و بتا، درک عمیق‌تری از سازوکارهای مغزی و طراحی درمان‌های هدفمند فراهم می‌آورد.
174x60-Sarmadtec-mynew-سرمد-تک-دستگاه-نوروفیدبک-نقشه-مغزی-QEEG-دستگاه-EEG-خرید-دستگاه-EEG.png

پروتکل های نوروفیدبک

December 25th, 2021 Posted by Uncategorized 0 thoughts on “پروتکل های نوروفیدبک”

نوروفیدبک یک برداشت یا کشف جدید نیست. این مسئله موضوع تحقیق بسیاری از پژوهشگران برای بیش از یک دهه بوده است. نوروفیدبک یک روش است که به افراد کمک می‌کند تا به صورت اگاهانه  امواج مغزی خود  را کنترل کنند. در واقع در طول درمان نوروفیدبک از پرتونگاری مغزی (EEG) استفاده می‌شود. سپس اجزای مختلف آن استخراج می‌‌شود و بازخورد‌های موج‌های مغزی در آن به صورت صدا، تصویر یا ترکیبی از آنها به نمایش در می‌آید. بنابراین اجزای الکتروفیزیولوژیک آن به صورت جدا نمایش داده می‌شوند.

پروتکل‌های درمانی مختلف نوروفیدبک

.

پروتکل آلفا

آموزش آلفا معمولاً برای درمان بیماریهای مختلف مانند تسکین درد (با تحریک 9 هرتز)، کاهش استرس و اضطراب (با تحریک 10 و 30 هرتز)، بهبود حافظه، بهبود عملکرد ذهنی و درمان آسیب های مغزی (تا 10.2 هرتز) استفاده می شود.

نتیجه تعداد جلسات تقویت/مهار سایت درمان
تاثیر بر واکنشهای احساسی (به صورت گزارش خود اظهاری ثبت شده است) و EMG صورت 5 افزایش آلفا (8-13 هرتز) F3, F4
بهبود سرعت پردازش شناختی و عملکرد اجرایی 31-36 افزایش پیک آلفا (8-13 هرتز) FO3
بهبود عملکرد شناختی 1 افزایش آلفای حد بالا F3, F4, FZ, P3, P4, PZ
کاهش اضطراب 7 افزایش آلفا (8-13 هرتز) OZ, O1, C
به حفظ عملکردهایی مانند محاسبه و افتراق شنوایی کمک میکند افزایش آلفا O2
افزایش کیفیت اجرای موسیقی 20 افزایش آلفای حد بالا F3 -O1, F4 -O2
خلاقیت بالا 1 کاهش آلفا (7-13 هرتز) O2, P4
کاهش اضطراب 5-7 افزایش آلفا OZ
کاهش نیاز به خواب 2 افزایش آلفا (8-13 هرتز) Parietal-occipital
تغییرات خلق و خوی 2 هر دو P3, PZ, P4, O1, O2

 

پروتکل بتا

فعالیت بتا یک شاخص خوب برای عملکرد ذهنی است و فعالیت بتای نامناسب نشان دهنده اختلالات روحی و جسمی مانند افسردگی، ADHD  و بی خوابی است. امواج مغزی بتا با دقت آگاهانه، تمرکز قوی و توانایی حل مسئله مرتبط است. داروهایی که برای تحریک هوشیاری و تمرکز مورد استفاده قرار می گیرند مانند ریتالین و آددرال نیز باعث می شوند مغز امواج مغزی بتا تولید کند.

از آموزش بتا برای بهبود تمرکز و توجه (افزایش بتا 12-14 هرتز)، بهبود توانایی خواندن (بتای 7-9 هرتز) و ایجاد تغییرات مثبت در عملکرد تحصیلی استفاده می شود. همچنین افزایش بتا عملکرد محاسباتی، پردازش شناختی، کاهش نگرانی ها، بیش از فکر کردن، وسواس (OCD)، الکلیسم و ​​بی خوابی (بتای 14-22 هرتز و 12-15 هرتز) را بهبود می بخشد. این نوع نوروفیدبک عملکرد شناختی، خواب را بهبود می بخشد و همچنین کاهش خستگی و استرس را باعث میشود. تقویت امواج بتا در محدوده 12-15 هرتز (SMR) اضطراب، صرع، عصبانیت و استرس را کاهش می دهد.

نتیجه تعداد جلسات تقویت/مهار سایت درمان
بهبود عملکرد توجه 20 تقویت بتا (16-22 هرتز) و

مهار تتا حد بالا و آلفا حد پایین

Central-posterior region (CPZ, PCZ)
افزایش موفقیت آمیز عملکرد توجه 10 تقویت بتا حد پایین (12-15 و 15-18 هرتز) ، مهار تتا (4-7 هرتز) و بتا حد بالا (22-30 هرتز) (12-15 Hz) at right central region (C4) and (15-18 Hz) at the left central region (C3)
بهبود عملکرد شناختی 15 تقویت بتا حد پایین (12-15 هرتز) ، مهار تتا (4-8 هرتز) و بتا حد بالا (18-23 هرتز) CZ
بهبود حساسیت ادراکی 10 تقویت SMR (12-15 هرتز) و مهار تتا (4-7 هرتز) و بتا حد بالا (22-30 هرتز) CZ
افزایش برانگیختگی قشر مغز 10 تقویت بتا حد پایین (15-18 هرتز) ، مهار تتا (4-7 هرتز) و بتا حد بالا (22-30 هرتز) CZ
افزایش یادآوری در حافظه کاری معنایی 8 تقویت SMR (12-15 هرتز) و مهار تتا (4-7 هرتز) و بتا حد بالا (18-22 هرتز) CZ
کاهش بی توجهی، بیش فعالی و تکانشگری 40 تقویت بتا (16 تا 20 هرتز) و مهار تتا FCZ, CPZ
بهبود توجه و هوش 36 تقویت بتا (15-18 هرتز) و SMR (12-15) ، مهار تتا C3, C4
درمان اختلال صرع و ADHD تقویت SMR و  مهار تتا C4, Cz
درمان ADHD تقویت بتا (13-20 هرتز) و مهار تتا CZ, C3

 

پروتکل آلفا به تتا

آلفا/تتا یک شاخص مابین هشیاری و خواب است. آموزش آلفا/تتا یکی از محبوب ترین آموزش های نوروفیدبک برای کاهش استرس است. همچنین این درمان برای سطوح عمیق افسردگی، اعتیاد و اضطراب مورد استفاده قرار می گیرد. این پروتکل باعث افزایش خلاقیت، آرامش، عملکرد موسیقی و بهبودی از اتفاقات تروماتیک می شود. الکترودها معمولاً در O1 ، O2 ، CZ و PZ قرار میگیرند. محدوده فرکانس آلفا/تتا 7-8.5 هرتز با مقدار معمول 7-8 هرتز است. این درمان تحت شرایط چشم بسته انجام می شود که نسبت امواج تتا به آلفا را با استفاده از بازخورد شنوایی افزایش می دهد.

نتیجه تعداد جلسات تقویت/مهار سایت درمان
بهبود عملکرد هنری 10 افزایش تتا (4-7 هرتز) روی آلفا (8-11 هرتز) P4
بهبود عملکرد موسیقی 10 افزایش تتا (5-8 هرتز) روی آلفا (8-11 هرتز) C4, C3, Pz
افزایش عملکرد و خلق و خوی هنری جلسات نیم ساعته، دو بار در هفته افزایش تتا (4-7 هرتز) روی آلفا (8-11 هرتز)
افزایش عملکرد موسیقی 10 افزایش تتا (4-7 هرتز) روی آلفا (8-11 هرتز)

 نوروفیدبک سطحی ADHD

در ADHD هدف کاهش فعالیت مغز در باند تتا و افزایش فعالیت آن در باند بتا (یا کاهش نسبت تتا/بتا) در الکترود است. این درمان در کاهش بیش فعالی موثر است. افزایش تمرکز، بهبود نمرات و رضایت والدین از رفتار کودکان و بهبود شاخص های توجه پایدار از نتایج گزارش شده ی آن است. پروتکل تتا/بتا و ناحیه Cz برای قرار دادن الکترود EEG رایج ترین استراتژی نوروفیدبک در درمان ADHD است.

نتیجه بازه سنی تعداد جلسات پروتکل نوروفیدبک سایت درمان
بهبود عملکرد ذهنی و دقت 5-15 20 افزایش بتا، مهار تتا Cz
بهبود اثرات  ADHD 9-13 40 تتا/بتا، SMR Cz
بهبود توجه، تمرکز و حافظه 9-11 40 تتا/بتا، SMR Cz
بهبود عملکرد قشر سینگولیت قدامی 8-12 40 تتا/بتا، SMR Cz
بهبود توجه، بیش فعالی و حواس پرتی 8-13 30 تتا/بتا Cz
بهبود درمان ترکیبی پروتکل های نوروفیدبک 9-12 18 تتا/بتا Cz
بهبود اثرات  ADHD 8-13 40 تتا/SMR Cz

 

174x60-Sarmadtec-mynew-سرمد-تک-دستگاه-نوروفیدبک-نقشه-مغزی-QEEG-دستگاه-EEG-خرید-دستگاه-EEG.png

نوروفیدبک خطی و غیر خطی چیست؟

April 17th, 2021 Posted by Uncategorized 0 thoughts on “نوروفیدبک خطی و غیر خطی چیست؟”

دستگاه های نوروفیدبک در دو دسته گسترده وجود دارد: خطی ، مبتنی بر پروتکل ، و دینامیک ، غیر خطی نیز نامیده می شوند.

نوروفیدبک خطی

اولین نسل دستگاه ها بودکه به آنها EEG سیستم های بیوفیدبک گفته می شود. نحوه کار آنها به این صورت است که ابتدا با داشتن مربی نوروفیدبک ابتدا از الگوهای الکتریکی مغز نقشه برداری می کنند. این نقشه به مربی اجازه می دهد تا فعالیت مغز را تجزیه و تحلیل کند. به عنوان مثال ، بررسی اینکه امواج تتای مغز آنها در مقایسه با الگوهای مغز سالم کم است یا آلفا بسیار زیاد است. این نقشه برداری qEEG یا الکتروانسفالوگرافی کیفی نامیده می شود. فعالیت الکتریکی ضبط شده مغز برای تولید نقشه عملکرد مغز استفاده می شود.

سپس نقشه به عنوان مرجع مربی برای تنظیم پروتکل هایی جهت کمک به مغز برای حرکت به سمت الگوهای طبیعی و سالم موج مغزی استفاده می شود. در صورت عدم دسترسی به نقشه مغز ، پزشک ممکن است از تشخیصی مانند ADHD یا اضطراب برای تنظیم پروتکل ها استفاده کند.طول امواج مغزی نشان دهنده ی اندازه گیری ولتاژ الکتریکی مغز است که از طریق ریاضیات به فرکانس های مختلف ترجمه می شود. این فرکانس ها دارای نام هایی مانند تتا ، بتا یا آلفا هستند و با عملکردها یا حالات مختلف مغز مرتبط هستند.

به عنوان مثال ، بر اساس یک نقشه مغزی ، پزشک ممکن است ارزیابی کند که مشتری بیش از حد فعالیت موج دلتا دارد و فعالیت موج آلفا کافی نیست. وی پروتکل هایی برای کمک به تغییر مغز در این فرکانس ها ایجاد خواهد کرد و از گزارشات خود و نتایج نقشه برداری بیمار برای ارزیابی پیشرفت از جلسه به جلسه دیگر استفاده خواهد کرد. دوره ای از این جلسات بیمار را به سلامتی مطلوب مغز نزدیک میکند.

174x60-Sarmadtec-mynew-سرمد-تک-دستگاه-نوروفیدبک-نقشه-مغزی-QEEG-دستگاه-EEG-خرید-دستگاه-EEG.png

نوروفیدبک غیر خطی/دینامیکی

نسل دوم دستگاه های نوروفیدبک با نزدیک شدن سرعت محاسبات به سرعت پردازش مغز بوجود آمد. از طراحی این سیستم به دلیل فرمول ریاضی استفاده شده، به عنوان “غیرخطی” یاد می شود که نشان دهنده چگونگی ایجاد تغییر به صورت طبیعی مغز است. روش تغییر و بهبود مغز یک رویکرد سیستمی غیر خطی است.

سیستم خطی در مقابل سیستم غیرخطی چیست؟

هر چیزی که با قابلیت پیش بینی 100٪ کار کند، یک سیستم خطی است. نمونه ای از یک سیستم تغییر غیرخطی، آب و هوا است. ما درک می کنیم که زمستان به بهار، تابستان و پاییز منجر می شود (سیستم خطی) اما این کار را با الگوی قابل پیش بینی افزایش و کاهش دما (غیر خطی) انجام نمی دهد. بارش برف در ماه آوریل به معنای بازگشت ما به زمستان نیست!

مغز هم در یک الگوی غیر خطی تغییر می کند و فرمول ریاضی برای نرم افزار نوروفیدبک غیر خطی این الگوی را منعکس می کند. به طور خاص، این نرم افزار فعالیت الکتریکی یا ولتاژ مغز را بررسی می کند و با تعیین فاکتور تغییرات در طول، دامنه و فرکانس ها در طول زمان، تغییر حالت را تعیین می کند.

تفاوت قابل توجه دیگر نوروفیدبک غیرخطی این است که نیازی به مربی برای تنظیم پروتکل ها ندارد. از آنجا که سرعت محاسبه به سرعت مغز نزدیک شده است، این نرم افزار پویا در زمان واقعی با مغز ارتباط برقرار می کند تا به او بازخورد بدهد تا مغز فرد بتواند تغییرات حالت خود را ثبت کند و هر چیزی را که بهینه نیست تغییر دهد.

این نرم افزار صدها نقطه داده را از فعالیت الکتریکی اندازه گیری شده توسط حسگرهای EEG در هر ثانیه می گیرد. سپس این دستگاه از میکرو وقفه در موسیقی پخش شده هنگام اجرای جلسه آموزشی استفاده می کند.

شنوایی درک اصلی است که مغز از آن برای تشخیص تغییرات در محیط استفاده می کند. وقفه های دقیقاً به موقع به عنوان یک سیستم هشدار عمل می کند که به مغز فرد می گوید به دو مجموعه اطلاعات توجه کند: آنچه در محیط خارجی اتفاق می افتد و آنچه در داخل بدن اتفاق می افتد.

آموزش هزاران بار در هر جلسه این بازخورد را ارائه می دهد. سپس مغز فرد می تواند با استفاده از این بازخورد، انتخاب ها یا عادت های خودکار خود را ببیند و سپس تصمیم بگیرد که آیا می خواهد این الگوها را تغییر دهد.

نظریه آموزش غیر خطی نوروفیدبک این است که طی دوره جلسات آموزشی، فرآیند یادگیری که انجام می شود منجر به کارآمدترین و موثرترین استفاده از انرژی توسط مغز برای پاسخگویی به نیازهای فعلی محیطی می شود. این روند جمع آوری داده های فعلی جایگزین پاسخ های عادت ناسازگار می شود. هنگامی که مغز این الگوی جدید ارزیابی نیازها را فرا گرفت، فرد متوجه تغییراتی در واکنش های ذهنی و عاطفی می شود.

نظریه آموزش غیر خطی نوروفیدبک این است که طی دوره جلسات آموزشی، فرآیند یادگیری که انجام می شود منجر به کارآمدترین و موثرترین استفاده از انرژی توسط مغز برای پاسخگویی به نیازهای فعلی محیطی می شود. این روند جمع آوری داده های فعلی جایگزین پاسخ های عادت ناسازگار می شود. هنگامی که مغز این الگوی جدید ارزیابی نیازها را فرا گرفت، فرد متوجه تغییراتی در واکنش های ذهنی و عاطفی می شود.

174x60-Sarmadtec-mynew-سرمد-تک-دستگاه-نوروفیدبک-نقشه-مغزی-QEEG-دستگاه-EEG-خرید-دستگاه-EEG.png

نوروفیدبک چیست؟

December 27th, 2020 Posted by Uncategorized 0 thoughts on “نوروفیدبک چیست؟”

نوروفیدبک چیست؟

در اواخر دهه 1960 و 1970 محققان متوجه شدند که امکان اصلاح و بازآموزی الگوهای امواج مغزی وجود دارد. برخی از این کارها با آموزش به افراد برای افزایش فعالیت امواج مغزی آلفا به منظور بالا بردن سطح آرامش آغاز شد، همزمان مطالعات دیگری از دانشگاه کالیفرنیا ابتدا بر روی حیوانات و سپس تحقیقات انسانی در زمینه کمک به صرع متمرکز شد. این آموزش باز تنظیمی امواج مغزی را EEG biofeedback یا نوروفیدبک نامیدند. پیش از صحبت پیرامون جزییاتی در مورد نوروفیدبک برخی اطلاعات اولیه در مورد فعالیت امواج مغزی را مرور می کنیم. امواج مغزی در فرکانس های مختلف رخ می دهند. بعضی از آنها سریع و برخی دیگر بسیار کند هستند. نام های کلاسیک این باندهای EEG دلتا، تتا، آلفا، بتا و گاما است که با “سیکل در ثانیه” یا “هرتز” اندازه گیری می شوند. تعاریف زیر اگرچه از نظر علمی سختگیری ندارند، اما برداشتی از فعالیت مرتبط با باندهای فرکانسی مختلف را برای خواننده عمومی فراهم می کند.

امواج مغزی گاما فعالیت بسیار سریع و بالاتر از 30 هرتز دارند. اگرچه تحقیقات بیشتری در مورد این فرکانس ها مورد نیاز است، ما می دانیم که برخی از این فعالیت ها با توجه متمرکز و کمک به مغز در پردازش و مرتبط کردن اطلاعات از مناطق مختلف مغز همراه است. امواج مغزی بتا امواج مغزی کوچک و نسبتاً سریعی (13-30 هرتز) هستند که با وضعیتی از فعالیت ذهنی، فکری و تمرکز در ارتباط هستند. فعالیت در انتهای پایینی این باند فرکانسی (به عنوان مثال، ریتم حسی-حرکتی یا SMR) مرتبط با توجه و تمرکز در هنگام آرامش است. امواج مغزی آلفا (8-12 هرتز) کندتر و دارای دامنه بزرگتر هستند که به طور کلی نشان دهنده حالت آرامش همراه هستند. فعالیت در نیمه پایینی این دامنه نشان دهنده تغییر وضعیت مغز است و نماینگر این است که حالت عملکردی مغز دچار تغیر شده است. اگر افراد فقط چشمهای خود را ببندند و شروع به تصور چیزهای آرامبخش کند، در کمتر از نیم دقیقه موجهای مغزی آلفا افزایش می یابد. این امواج مغزی به ویژه در یک سوم پشت سر بزرگ هستند. فعالیت تتا (4-8 هرتز) به طور کلی بیانگر یک حالت ذهنی بیشتر شبیه خیال پردازی است، و نه فضایی که با ناکارآمدی ذهنی همراه است. در سطح بسیار آهسته، فعالیت امواج مغزی تتا یک حالت بسیار آرام است، که نمایانگر منطقه انتقالی بین بیداری و خواب است. امواج مغزی دلتا (5/3–5/5 هرتز) امواج مغزی بسیار کند و با دامنه زیاد (با شدت) هستند و همان چیزی است که ما در خواب عمیق تجربه می کنیم.

به طور کلی، سطوح مختلف آگاهی با حالت غلبه امواج مغزی مختلف مرتبط است. البته باید توجه داشت که هر یک از ما همیشه دارای درجه ای از هر یک از این فرکانسهای مختلف امواج مغزی هستیم که در قسمتهای مختلف مغز ما وجود دارد. امواج دلتا همچنین به عنوان مثال زمانی رخ می دهند که مناطق مغز برای تغذیه لحظاتی از مدار خارج میشوند، همچنین بروز دلتا با اختلالات یادگیری نیز همراه است. اگر کسی در حال خواب رفتن باشد، امواج مغزی دلتا و کندتر نمایان میشوند و اگر افراد تا حدی نسبت به محرک های خارجی بی توجه باشند و ذهن آنها اصطلاحا سرگردان باشد، تتا بیشتر نمایان میشود. اگر فردی مضطرب و متشنج باشد، فرکانس بیش از حد امواج مغزی بتا ممکن است در قسمت های مختلف مغز دیده شود، همینطور این مسئله ممکن است با فعالیت بیش از حد آلفا بصورت ناکارآمد در نواحی پیشانی که با کنترل عاطفی همراه هستند نیزهمراه باشد. افرادی که دچار نقص توجه/ اختلال بیش فعالی، آسیب به سر، سکته، صرع، ناتوانی در رشد و سندرم خستگی مزمن و فیبرومیالژیا هستند، امواج آهسته (معمولاً تتا و گاهی اوقات آلفای) بیش از حد دارند. وقتی مقدار بیش از حد امواج آهسته در قسمت های اجرایی (پیشانی) مغز وجود داشته باشد کنترل توجه، رفتار و یا احساسات دشوار می شود. چنین افرادی عموماً در تمرکز، حافظه، کنترل انگیزه ها و یا بیش فعالی مشکل دارند و دچار كاهش كارآمدي فكري می شوند. همانطور که واضح است پیچیدگی در نحوه عملکرد مغز وجود دارد. تحقیقات نشان داده است که ناهمگنی در الگوهای EEG مربوط به شرایط تشخیصی مختلف مانند نقص توجه/بیش فعالی، اضطراب یا اختلال وسواس وجود دارد. به عنوان مثال تحقیقات علمی حداقل سه زیرگروه اصلی نقص توجه/بیش فعالی را شناسایی کرده اند که هیچ یک از آنها فقط با مشاهده رفتار فرد قابل تشخیص نیست و هر یک از آنها به پروتکل درمانی متفاوتی نیاز دارند. این واقعیت که گاهی اوقات مشکلات همزمان دیگری نیز وجود دارد و مشکل فرد فقط نقص توجه/بیش فعالی به تنهایی نیست، میتواند این تصویر را پیچیده تر از قبل کند. بنابراین ارزیابی مناسب قبل از شروع انجام نوروفیدبک برای تعیین اینکه فرکانسهای EEG بیشتر یا کمتر هستند، یا اگر در سرعت پردازش یا انسجام و در کدام قسمتهای مغز مشکلی وجود دارد، اهمیت بالایی دارد. ارزیابی مناسب اجازه می دهد تا درمان به صورت فردی و متناسب با بیمار انجام شود.

نوروفیدبک، بازخورد زیستی EEG (امواج مغزی) است. در طی نوروفیدبک معمولی یک یا چند الکترود روی پوست سر قرار می گیرد و یک یا دو الکترود معمولاً روی لاله های گوش قرار می گیرد. سپس تجهیزات الکترونیکی با فناوری پیشرفته بازخورد لحظه ای و فوری (معمولاً شنیداری و بصری) درباره فعالیت امواج مغزی ارائه می دهند. الکترودها باعث می شوند الگوهای الکتریکی ناشی از فعالیت مغز را اندازه بگیریم: مشابه زمانی که یک پزشک از سطح پوست به صدای قلب گوش می دهد. در این فرایند هیچ جریان الکتریکی به مغز وارد نمی شود و فقط فعالیت الکتریکی مغز بصورت یک طرفه به کامپیوتر منتقل شده و ثبت می شود. در حالت عادی افراد نمی توانند چندان الگوی امواج مغزی خود را تحت تأثیر قرار دهند چون از آن آگاهی ندارند. با این حال هنگامی که فرد قادر باشد امواج مغزی خود را روی صفحه رایانه چند هزارم ثانیه بعد از وقوع ببیند، توانایی تأثیرگذاری و تغییر تدریجی آن را پیدا می کند. مکانیسم عملکرد به طور کلی “شرطی سازی عامل” در نظر گرفته می شود که افراد در طی آن به معنای واقعی کلمه در حال بازسازی و بازآموزی مغز هستند. در ابتدای به کارگیری نوروفیدبک تغییرات کوتاه مدت است، اما به تدریج ماندگارتر می شوند. با انجام تمرینات نوروفیدبک در جلسات دنباله دار و کافی، معمولاً می توان الگوی سالم تر امواج مغزی را در اکثر افراد آموزش داد. بیشتر تحقیقات حاکی از آن است که پیشرفتهای چشمگیری در 75 تا 80٪ از موارد استفاده از نوروفیدبک اتفاق می افتد. این روند کمی شبیه ورزش یا انجام فیزیوتراپی با مغز، افزایش انعطاف پذیری و کنترل شناختی بهتر را در فرد ایجاد میکند. بنابراین در علائم ناشی از نقص توجه/بیش فعالی، اختلال یادگیری، سکته مغزی، آسیب به سر، نقص ناشی از جراحی مغز و اعصاب، صرع کنترل نشده، اختلال عملکرد شناختی مرتبط با پیری، افسردگی، اضطراب، وسواس فکری، اوتیسم یا سایر شرایط مرتبط با مغز، آموزش نوروفیدبک فرصتهای خوبی را برای توان بخشی فراهم می کند. نکته هیجان انگیز این است که حتی وقتی مشکلی ماهیتی بیولوژیکی دارد جایگزین درمانی دیگری برای تکمیل و بهبود اثربخشی داروها وجود دارد. از نوروفیدبک همچنین به طور فزاینده ای برای بهبود عملکرد در افراد عادی، مدیران و ورزشکاران استفاده می شود.

بیش از یک دهه پیش، فرانک اچ. دافی، دکتر، استاد و متخصص مغز و اعصاب کودکان در دانشکده پزشکی هاروارد، در مجله Clinical Electroencephalography اظهار داشت که متون علمی قبلاً پیشنهاد کرده بودند که نوروفیدبک باید در بسیاری از حیطه های دشوار درمانی، نقش اصلی را داشته باشد. همانطوری که اگر هر دارویی طیف گسترده ای از اثر را نشان می داد، در سطح جهانی پذیرفته می شد و به طور گسترده مورد استفاده قرار می گرفت و این زمینه ای است که همه باید جدی بگیرند.

ارزیابی های پیش از نوروفیدبک

برخی از افراد دوست دارند که تجهیزات نوروفیدبک را خریداری کرده و خود یا فرزندانشان را در منزل آموزش دهند. این کار میتواند احتمال آسیب یا اثرات معکوس و ناکارآمد را افزایش دهد. نوروفیدبک برای اینکه به درستی انجام شود، باید توسط یا تحت نظارت متخصصی که در زمینه شناخت عملکرد مغز حرفه ای و با تجربه است انجام گیرد. کسی که دانش و تخصص او بیش از چگونگی ست آپ دستگاه و استفاده از نرم افزارها باشد. برای موفقیت آمیز بودن نوروفیدبک و اجتناب از عوارض جانبی، انجام ارزیابی پیش از شروع مراحل درمان با آن بسیار مهم است و انجام نوروفیدبک باید به الگوهای مشخص مغزی و علائمی که هر فرد بروز می دهد اختصاص یابد. همه افراد در یک ناحیه مشخص از مغز خود نیاز به انجام تکنیک های نوروفیدبک ندارند و همچنین تحقیقات مختلف نیز نشان داده است که الگوهای امواج مغزی فرد را نمی توان فقط با مشاهده علائم رفتاری فرد تشخیص داد. بنابراین، پیش از انجام تکنیک های نوروفیدبک، نیاز است که درمانگری که دارای مجوز است در مورد سابقه بالینی مراجع سوال کنند. گاهی اوقات در مراجعینی با مشکلات جدی تر، ممکن است نیاز به ارزیابی های عصب روانشناسی یا روانپزشکی باشد یا پزشکان متخصص نیز ارزیابی دقیق و بررسی الگوی امواج مغزی را انجام دهند. برخی از درمانگران ممکن است ارزیابی را با قرار دادن یک یا دو الکترود روی پوست سر و اندازه گیری الگوهای امواج مغزی در مناطق خاصی از انجام دهند. برخی از درمانگران با ثبت نقشه مغزی الکتروانسفالوگرام کمی (QEEG) که 19 الکترود یا بیشتر روی پوست سر قرار میدهند و ثبت می گیرند، ارزیابی جامع تری انجام می دهند

 QEEG ابزاری برای ارزیابی عینی و علمی عملکرد امواج مغزی فرد است. این روش معمولاً حدود 60 تا 75 دقیقه طول می کشد و شامل قرار دادن یک کلاه روی سر است که حاوی الکترودهای کوچکی برای اندازه گیری فعالیت الکتریکی مغز است. این کار در حالی انجام می شود که مراجع یا بیمار در حالت چشم بسته یا چشم باز و گاهی در حین انجام آزمون های شناختی می باشد. پس از آن، از یک سری فرایند دقیق برای پاک کردن آرتیفکت ها به طور کامل که استفاده می شود که ممکن است در نتیجه ی حرکت کردن یا پلک زدن، فشردن دندان ها یا تکان دادن ابرو ها ایجاد شده باشد. داده های امواج مغزی که جمع آوری شده اند از نظر آماری با یک پایگاه داده هنجار و بزرگ مقایسه می شوند که اطلاعات عینی علمی درباره نحوه عملکرد مغز در سن فرد مورد نظر را ارائه می دهد. این روش ارزیابی به متخصص اجازه می دهد تا به روشی علمی و عینی تشخیص دهد که آیا الگوهای امواج مغزی مراجع به طور قابل توجهی با نرمال متفاوت است یا خیر و در صورت تفاوت، این تفاوت در کجا وجود دارد. از دهه 1970 و 1980 تحقیقات زیادی پیرامون کاربرد QEEG در طیف وسیعی از مشکلات انجام شده است. شواهد فراوانی به دست آمده که قابلیت اطمینان ارزیابی QEEG را تأیید کرده است و صدها مطالعه علمی با استفاده از ارزیابی های QEEG منتشر شده است. این مطالعات نشان داده است که QEEG توانایی مستندی برای کمک به ارزیابی شرایطی مانند آسیب خفیف ناشی از ضربه به سر، نقص توجه و بیش فعالی در کودکان و بزرگسالان، اختلالات یادگیری، افسردگی، وسواس فکری، اضطراب، اختلال سوء مصرف مواد مخدر، اوتیسم و انواع دیگر بیماریها از جمله اسکیزوفرنی، سکته، صرع و زوال عقل و مشابه اینها دارد.

174x60-Sarmadtec-mynew-سرمد-تک-دستگاه-نوروفیدبک-نقشه-مغزی-QEEG-دستگاه-EEG-خرید-دستگاه-EEG.png

EEG و سیگنال Cute Aggression

November 28th, 2020 Posted by Uncategorized 0 thoughts on “EEG و سیگنال Cute Aggression”

Cute aggression چیست؟و چطور از طریق سیگنال EEG میتوان آن را تشخیص داد؟

وقتی یک چیز بامزه (cute) میبینید، چه احساسی بهتون دست میده؟ اگر بتونید به آن چیز بامزه دست بزنید احساساتتان را چگونه بروز میدهید؟

برخی از ویژگیهای بچه ها یا بعضی از اسباب بازی ها می توانند روی توجه، احساسات و رفتار ما اثر بگذارند. ویژگیهای شیرین، بامزه و معصوم و دوست داشتنی کودکان یا بعضی بچه های حیوانات و یا برخی اسباب بازی ها، در ما احساس مراقبت گری و نگه داشتن آن شخصیت بامزه و شیرین با چشمان معصوم و درشت که مظلومانه به ما نگاه می کند را برانگیخته میکند. اما آیا شما تجربه ی احساسات دیگری را نیز در این حالت متوجه می شوید؟ اشتیاق به نیگشون گرفتن، چلاندن، گاز گرفتن و فشار دادن! این احساسات را مجموعا “cute aggression” میگویند.

Cute aggression را می توان مثالی از بیان دو وجهی هیجانات در نظر گرفت. منظور از بیان دو وجهی زمانی است که فرد احساسات مشخصی دارد اما روش نمایش آنها به شکل متضاد است. برای مثال بازیگر نقش اصلی در فیلم جوکر در لحظات بسیار نا شاد و متناقض، شروع به خندیدن می کرد، مثلا جایی که کتک خورده بود. مثال دیگر: احتمالا همه ی شما لحظاتی را در زندگی تجربه کرده اید که از فرط خوشحالی به گریه افتاده اید که اصطلاحا به آن اشک شوق میگوییم.

یکی از توضیحات احتمالی cure aggression مکانیسم بالا به پایین برای کنترل هیجانات مثبتی است که وقتی یک چیز بامزه میبینیم ایجاد میشود. باید به خاطر داشته باشیم که استفاده از چیزهای بامزه مثل عروسک و اسباب بازی های پولیشی نرم و چلاندنی، یکی از اولین روشهایی است که با آن به کودکانمان اجتماعی شدن و ارتباطات اجتماعی ر ا یاد میدهیم

اما در مغز هنگام تجربه ی cute aggression چه اتفاقی می افتد؟

برای پاسخ به این سوال stravlopolos and alba مطالعه ی جالبی را با عنوان “آنقدر بامزه س ت که میتوانم له ش کنم! درک مکانیسم های عصبی cute aggression ” انجام دادند. این دو محقق قصد داشتند پایه های عصبی cute aggression  را از طریق آنالیزهای ERP تشخیص بدهند : N200 (وابسته به هیجانات)، stimulus preceding negativity (SPN: انتظار پاداش) ، و پردازش پاداش (RewP).

پنجاه و چهار شرکت کننده وارد آزمون شدند. ابتدا شرکت کنندگان پرسشنامه هایی در مورد بیان دو وجهی هیجانات پر کردند، در این پرسشنامه ها به سوالاتی پیرامون cute aggression ، overwhelmed by emotion, approachability, appraisal, and feelings about caretaking, در مقیاس لیکرت پاسخ دادند.

پس از آن افراد چهار بلاک 36 تایی محرک های بینایی را مشاهده کردند که شامل تصاویر مختلفی از بچه های انسان ها و حیوانات  (بامزگی بیشتر) بود. همچنین تصاویر از انسان ها و حیوانات بالغ (بامزگی کمتر) نیز وجود داشت. در پایان هر بلاک، شرکت کننده ها به سوالاتی از این دست پاسخ میداند: ” چه احساسی در مورد عکسی که چند لحظه پیش دیدند داشتند؟”. در طول نمایش محرک های بینایی، EEG آنها توسط دستگاه 32 کاناله ثبت می شد که بعد برای آنالیز های ERP  مورد استفاده قرار گیرد.

نتایج پرسشنامه بیان احساسی چند وجهی از همه جنبه های آن بررسی شد و نشان میداد  که امتیازات درمورد تصاویر بامزه خیلی بالاتر است. بچه های حیوانات (بامزگی بیشتر) باعث بر انگیختن دامنه بیشتری در N200 افراد در ERP  شده بود در مقایسه با حیوانات بالغ (بامزگی کمتر).

همچنین دامنه N200 برای حیوانات بامزه با نمره دهی های افراد به پرسشنامه بیان دو وجهی احساسات در قسمت هیجانات مثبت، بصورت معنادار مرتبط بود.

ارتباط مثبت بین دامنه RewP برای حیوانات بامزه و cute aggression  آنها، وجود داشت

sarmadtec Sarmad tec خرید دستگاه EEG نقشه مغزی QEEG دستگاه نوروفیدبک خرید دستگاه نوروفیدبک دستگاه QEEG دستگاه روانپزشکی تشخیص ADHD تشخیص autism تشخیص اتیسم EEG
sarmadtec Sarmad tec خرید دستگاه EEG نقشه مغزی QEEG دستگاه نوروفیدبک خرید دستگاه نوروفیدبک دستگاه QEEG دستگاه روانپزشکی تشخیص ADHD تشخیص autism تشخیص اتیسم EEG

می توان نتیجه گرفت که حیوانات بامزه اثر احساسی بیشتر روی ما میگذارند، با در نظر گرفتن دامنه بیشتر N200 . همچنین سیستم پاداش به نظر میرسد که بصورت قوی به بیان cute aggression مرتبط باشد و این ممکن است مثالی از بیان احساسات دو وجهی باشد. بنابر این cute aggression مکانیسم عصبی مرتبط یا برجستگی احساسات و پردازش پاداش دارد. این یافته ها احتمالا برای درمان اختلالات روانشناسی مربوط به احساسات مفید باشد. در آینده نیاز به بررسی بیشتر افراد با اختلالت کلینیکی مختلف و همچنین کودکان است چرا که این گروه ها ممکن است بیشتر به cuteness حساس باشند.

دفتر اداری: ولنجک، دانشگاه بهشتی، برج نوآوری، طبقه هفتم
دفتر مرکزی: تهران، شهرک والفجر، بلوار بابائیان، خیابان افق، ساختمان پارک علم و فناوری سلامت دانشگاه شهید بهشتی
contact@sarmadtec.com

(021) 9109 - 6712

تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به شرکت فناوران سرمد گیتی (سهامی خاص) میباشد. ۱۴۰۴-۱۳۹۵