NeuroStudio و پروتکل درمان
اجرای درمان، ساخت پروتکل جدید و تنظیمات پیشرفته نورواستودیو.
نسخه متنی Markdownنورواستودیو - درمان با پروتکل پیش فرض
1- ایجاد خط درمان Care line و توضیحات خط پایه Baseline
2- انواع فیدبک
3-فیدبک ویدیویی، فیدبک محبوب
4- پنجره امپدانس چک
5- انتخاب پروتکل پیش فرض برای خط درمان
6- توضیحات پنجره درمان
**7- اجزای یک پروتکل نوروفیدبک (پروتکل>گاید>اکسپرشن) **
8- پنجره امپدانس چک و نمایش کانالهای منتخب
9- اصلاح و حذف خط درمان
نورواستودیو - ساخت پروتکل جدید
1- ورود به پنجره ساخت پروتکل جدید
2- استخراج پروتکل (از EEGLOG.COM)
3- اکسپرشن (Expression) چیست؟
4- ساخت e1 یا اکسپرشن اول
5- ساخت e2 یا اکسپرشن دوم
6- گاید (Guide) چیست؟
**7- تعیین نوع گاید و تنظیمات ترشولد (Threshold) **
8- AND و OR چیست؟
9- انتحاب نام پروتکل و تعداد و زمان جلسات
نکته: در نوروفیدبک سطحی چون صرفا از چند کانال محدود استفاده میکنیم، میتوانیم در بخش مونتاژ (Montage) گزینه Cpz (بنام REF روی کلاه) رو انتخاب کنیم و از ژل زدن به الکترودهای گوش چشم پوشی کنیم
10- شروع مرحله درمان
11- توضیحات پنجره درمان و نمودار ترشولد
12- پایان جلسه درمان
نورواستودیو - توضیحات تکمیلی ساخت پروتکل جدید
توجه: این بخش آموزش پیشرفته میباشد، در صورتی که کمتر از سه ماه از فعالیت شما میگذرد، از این بخش عبور کنید
توضیحات پنجره ایجاد پروتکل جدید:
پنجره ساخت پروتکل:
I. تعریف Expressions (عبارتها)
این پنجره، اولین و اساسیترین مرحله در ساخت یک پروتکل نوروفیدبک است. در اینجا، شما “متغیرهای” خام یا “مواد اولیه” را برای نرمافزار تعریف میکنید. هر “Expression” (عبارت) به نرمافزار میگوید: “چه چیزی را” (مثلاً موج آلفا) “از کجا” (مثلاً ناحیه F3) و “چگونه” (مثلاً قدرت مطلق) اندازهگیری کند.
شما باید برای هر متغیری که میخواهید در فرمول نهایی (Guide) استفاده کنید، یک Expression جداگانه بسازید.
شماتیک ساختار کلی یک پروتکل نوروفیدبک ساده
۱. ناحیه یا فیلتر مکانی (Spatial Filter) – “کجا” اندازهگیری شود
این بخش مکانیابی الکترودها و نحوه خوانش سیگنال از سر را مشخص میکند.
Monopolar (تکقطبی) در مقابل Bipolar (دوقطبی)Monopolar (تکقطبی):
-
مفهوم: این حالت، فعالیت الکتریکی یک نقطه فعال روی سر (مثلاً C3) را نسبت به یک نقطه مرجع “غیرفعال” یا خنثی (مانند لاله گوش، که در پنجره قبلی آن را Linked Ears انتخاب کردید) اندازهگیری میکند.
-
کاربرد: این رایجترین روش برای آموزش قدرت (Power) امواج مغزی در یک ناحیه خاص است. وقتی میخواهید فعالیت موضعی یک نقطه را تقویت یا سرکوب کنید (مانند پروتکل SMR)، از این حالت استفاده میکنید.
-
مثال: انتخاب Monopolar و سپس C3، به نرمافزار میگوید “فعالیت خالص ناحیه C3 را به من بده”.
Bipolar (دوقطبی – تحقیقاتی):
-
مفهوم: این حالت، تفاوت فعالیت الکتریکی بین دو نقطه فعال روی سر را اندازهگیری میکند (مثلاً تفاوت بین F3 و F4). در این حالت، هیچ مرجع خنثیی وجود ندارد؛ هر الکترود مرجع الکترود دیگر است.
-
کاربرد: معمولاً برای اندازهگیری ارتباطات (مانند Coherence) یا آموزش عدم تقارن (Asymmetry) بین دو ناحیه استفاده میشود.
-
مثال: انتخاب Bipolar و سپس F3 و F4، به نرمافزار میگوید “اختلاف سیگنال بین F3 و F4 را محاسبه کن”.
(Channels) کانالها
-
مفهوم: در اینجا شما الکترود یا الکترودهای مورد نظر خود را بر اساس سیستم استاندارد 10-20 انتخاب میکنید.
-
کاربرد: انتخاب کانال به پروتکل درمانی شما بستگی دارد.
-
مثال (سناریو ۱ – تمرکز): برای پروتکل SMR (مانند تصویر)، شما C3 و C4 را انتخاب میکنید که مربوط به قشر حسی-حرکتی هستند.
-
مثال (سناریو ۲ – افسردگی): برای پروتکل عدم تقارن آلفای پیشانی، شما F3 و F4 را انتخاب میکنید.
[Image of 10-20 EEG system channel locations]
**۲. **ویژگی (Feature) – “چه چیزی” اندازهگیری شود
در اینجا شما دقیقاً مشخص میکنید کدام مشخصه از سیگنال مغزی باید استخراج شود.
Feature (ویژگی)Power (قدرت):
-
Absolute Power (قدرت مطلق): مقدار خام و کل انرژی یک موج در یک باند فرکانسی. این رایجترین ویژگی برای آموزشهای تقویتی/سرکوبی است. (مثلاً $10 \mu V$ آلفا).
-
Relative Power (قدرت نسبی): درصد قدرت یک موج نسبت به مجموع قدرت تمام امواج. (مثلاً ۴۰٪ آلفا). این برای زمانی مفید است که میخواهید بدانید یک موج چقدر بر مغز “غالب” است.
-
Ratio (نسبت): نسبت قدرت دو باند به یکدیگر. مثال بسیار مهم: نسبت Theta/Beta که یکی از معروفترین شاخصها برای تشخیص و درمان ADHD (اختلال کمبود توجه) است.
Cross Frequency (ارتباطات بین فرکانسی):
-
Coherence (همنواختی): میزان “ارتباط” یا “هماهنگی” سیگنال بین دو ناحیه مختلف.
-
سناریو کمینه (Coherence پایین): نشاندهنده “قطع ارتباط” بین دو ناحیه است که باید با هم کار کنند.
-
سناریو بیشینه (Coherence بالا): نشاندهنده “چسبندگی” یا “قفل شدن” دو ناحیه است که باعث کاهش انعطافپذیری مغز میشود.
-
Amplitude Asymmetry (عدم تقارن دامنه): تفاوت قدرت یک موج بین دو نیمکره (مثلاً آلفا در F3 در مقابل F4). این شاخص کلیدی در پروتکلهای افسردگی و اضطراب است.
۱.۲ نوع آموزش: Regular (عادی) در مقابل Z-score (نمره Z)
این بخش تعیین میکند که معیار اندازهگیری شما یک مقدار خام باشد یا یک مقدار مقایسهای.
Regular (عادی):
-
مفهوم: در این حالت، شما مستقیماً با مقادیر خام اندازهگیری شده سروکار دارید (مثلاً ۱۰ میکروولت قدرت آلفا). هدف، صرفاً افزایش یا کاهش این عدد بر اساس آستانههایی است که خودتان (یا نرمافزار) تعیین میکنید.
-
کاربرد: این روش، پایه و اساس نوروفیدبک سنتی (Surface Neurofeedback) است. پروتکل SMR در تصویر شما از نوع Regular است.
Z-score (نمره Z):
-
مفهوم: این یک روش بسیار پیشرفتهتر است. با انتخاب این گزینه، نرمافزار فعالیت مغزی زنده مراجع را در لحظه با یک دیتابیس بزرگ از افراد سالم و همسن (Normative Database) مقایسه میکند. خروجی به شما یک “نمره Z” میدهد که نشان میدهد مراجع چقدر از “نرمال” (که Z=0 است) انحراف دارد.
-
کاربرد: به جای “افزایش Beta”، هدف “رساندن نمره Z موج Beta به صفر” میشود. این روش اساس کار نوروفیدبک لورتا (LORETA Z-score Neurofeedback) است و دقت بسیار بالاتری دارد.
-
مثال: اگر Z-score آلفای مراجع $2.5+$ باشد (یعنی خیلی بالاتر از نرمال)، هدف پروتکل، کاهش این عدد به سمت $0$ خواهد بود.
۳. فرکانس
Bands (باندها-نام گذاری پیش فرض بازه های فرکانسی) و Manual (انتخاب فرکانس بصورت بازه عددی)
- مفهوم: در اینجا باند فرکانسی مورد نظر خود را انتخاب میکنید (Delta, Theta, Alpha, Beta و…).
[Image of EEG brainwave bands Delta Theta Alpha Beta]
-
Manual (دستی):
-
کاربرد: این گزینه به شما اجازه میدهد تا یک بازه فرکانسی دلخواه و دقیق تعریف کنید. این بسیار مهم است زیرا تعاریف باندها در دستگاههای مختلف کمی متفاوت است.
-
مثال (سناریو ۱ – SMR): تعریف کلاسیک موج SMR (که برای تمرکز استفاده میشود) ۱۲ تا ۱۵ هرتز است. همانطور که در تصویر میبینید، در پروتکل شما به جای انتخاب Beta 1 (که شاید ۱۳-۱۶ هرتز باشد)، از bands[beta_1] استفاده شده، اما برای امواج مزاحم، از بازه دستی استفاده شده است.
-
مثال (سناریو ۲ – High Beta): در تصویر، شما از Manual[23.0:32.0] برای تعریف e3 (موج مربوط به تنش و اضطراب) استفاده کردهاید. این دقت بسیار بیشتری نسبت به انتخاب گزینه High Beta دارد.
-
مثال (سناریو ۳ – Theta/Delta): شما از Manual[2.0:6.0] برای تعریف e4 (امواج مربوط به خوابآلودگی) استفاده کردهاید، که شامل بخشهایی از دلتا و تتا است.
تحلیل مثال واقعی: Expressionsهای پروتکل “General SMR”
با کنار هم گذاشتن این اطلاعات، حالا میتوانیم Expressionsهای ساخته شده در سمت چپ تصویر را به طور کامل درک کنیم:
e1: bands[beta_1] | [C3] | absolute_power | surface
- ترجمه: “عبارت e1: قدرت مطلق (Absolute) باند Beta 1 (SMR) را در نقطه C3 (به روش Monopolar/Surface) اندازهگیری کن.”
e2: bands[beta_1] | [C4] | absolute_power | surface
- ترجمه: “عبارت e2: قدرت مطلق (Absolute) باند Beta 1 (SMR) را در نقطه C4 (به روش Monopolar/Surface) اندازهگیری کن.”
e3: manual[23.0:32.0] | [C3,C4] | absolute_power | surface
- ترجمه: “عبارت e3: قدرت مطلق (Absolute) فرکانسهای دستی ۲۳ تا ۳۲ هرتز (High Beta یا تنش) را در هر دو نقطه C3 و C4 اندازهگیری کن.”
e4: manual[2.0:6.0] | [C3,C4] | absolute_power | surface
- ترجمه: “عبارت e4: قدرت مطلق (Absolute) فرکانسهای دستی ۲ تا ۶ هرتز (Delta/Theta یا خوابآلودگی) را در هر دو نقطه C3 و C4 اندازهگیری کن.”
این چهار Expression، مواد اولیه و اساسی هستند که در پنجره بعدی (که قبلاً توضیح دادیم) با هم ترکیب شده و فرمولهای main و control را برای پروتکل آموزش تقارن SMR میسازند.
II. پنجره ساخت Guide: تعریف فرمولهای آموزش
Guide (راهنما) چیست؟
یک “Guide” (راهنما)، فرمول نهایی است که نرمافزار از آن برای دادن پاداش یا بازخورد استفاده میکند. در پنجره قبلی، شما “مواد اولیه” (مانند e1، e2، e3 و e4) را تعریف کردید. در این پنجره، شما این مواد اولیه را با هم ترکیب میکنید تا “دستور پخت” یا قانون بازی را بسازید.
شما میتوانید یک یا چند Guide بسازید. به طور معمول، ما حداقل دو Guide داریم:
-
Main Guide (راهنمای اصلی): فرمولی که میخواهیم آن را تقویت کنیم (Reward).
-
Control Guide (راهنمای کنترلی): فرمولی که میخواهیم آن را سرکوب کنیم (Inhibit).
. فرمولنویسی: ترکیب Expression ها
برای ساختن یک Guide، شما باید در فیلد Guide name یک نام برای آن (مثلاً main یا control) وارد کرده و سپس در فیلد Guide formula، با استفاده از نام Expressionها (e1, e2…) و عملگرهای ریاضی، فرمول خود را بنویسید.
عملگرهای ریاضی پایه
شما میتوانید از تمام عملگرهای ریاضی استاندارد برای ترکیب متغیرها استفاده کنید:
-
+ (جمع): برای اضافه کردن مقادیر به یکدیگر.
-
**مثال:**e1 + e2 (مجموع فعالیت دو ناحیه).
-
- (تفریق): برای محاسبه اختلاف.
-
**مثال:**e1 - e2 (اختلاف فعالیت دو ناحیه، که در پروتکلهای تقویت/سرکوب رایج است).
-
*** (ضرب):** برای اعمال وزن یا ضرب کردن مقادیر.
-
**مثال:**e1 * 2 (دو برابر کردن اهمیت e1).
-
/ (تقسیم): برای محاسبه نسبتها (Ratio).
-
**مثال:**e1 / e2 (مثلاً برای محاسبه نسبت معروف Theta/Beta).
عملگرهای پیشرفته
علاوه بر اینها، عملگرهای ریاضی پیچیدهتری نیز وجود دارند که به شما اجازه ساخت فرمولهای بسیار دقیق بالینی را میدهند، مانند abs (قدر مطلق)، LOG (لگاریتم)، POW (توان) و SQRT (جذر).
تحلیل مثال واقعی: پروتکل “General SMR” در تصویر شما
بیایید فرمولهایی که شما در این پروتکل ساختهاید را تحلیل کنیم:
control: e3 + e4
-
**نام Guide:**control (کنترل یا بازدارنده).
-
**فرمول:**e3 + e4
-
تحلیل مفهومی:
-
e3 متغیر “تنش عضلانی” (High Beta) بود.
-
e4 متغیر “خوابآلودگی” (Delta/Theta) بود.
-
نتیجه: این فرمول یک متغیر واحد به نام control میسازد که نشاندهنده مجموع کل امواج مزاحم (آرتیفکت) است. در پنجره بعدی (تنظیمات آستانه)، ما به نرمافزار خواهیم گفت که این Guide را سرکوب (Inhibit) کند. یعنی مراجع تنها زمانی پاداش میگیرد که مقدار controlپایین باشد (نه خوابآلود باشد و نه مضطرب/منقبض).
main: (abs(e1-e2)/(e1+e2))
-
**نام Guide:**main (اصلی یا پاداش).
-
فرمول:(abs(e1-e2)/(e1+e2))
-
تحلیل مفهومی: این یک فرمول استاندارد و بسیار مهم به نام “شاخص عدم تقارن” (Asymmetry Index) است.
-
e1 قدرت SMR در C3 (نیمکره چپ) بود.
-
e2 قدرت SMR در C4 (نیمکره راست) بود.
-
(e1+e2): مخرج کسر، مجموع کل قدرت SMR در هر دو نیمکره است.
-
(abs(e1-e2)): صورت کسر، تفاوت مطلق (قدر مطلق اختلاف) قدرت SMR بین دو نیمکره است.
-
نتیجه: خروجی این فرمول یک عدد (معمولاً بین ۰ تا ۱) است که نشان میدهد دو نیمکره چقدر با هم نامتقارن (Asymmetrical) هستند.
-
اگر e1 و e2 دقیقاً برابر باشند، صورت کسر (و در نتیجه کل فرمول) صفر میشود.
-
هرچه اختلاف e1 و e2 بیشتر شود، این عدد بزرگتر میشود.
-
هدف نهایی پروتکل: در پنجره بعدی (تنظیمات آستانه)، ما به نرمافزار خواهیم گفت که این Guide را سرکوب (Inhibit) کند (یعنی main < [Threshold]). هدف ما رساندن این شاخص به صفر است. بنابراین، این پروتکل یک “آموزش تقارن” (Symmetry Training) است که به مغز یاد میدهد SMR را به صورت هماهنگ و متعادل در هر دو نیمکره تولید کند.
۱. تنظیم آستانه: “Find Threshold with Baseline”
آستانه (Threshold) چیست؟
آستانه در نوروفیدک، به معنای “خط هدف” یا “امتیاز لازم برای پاداش” است. این یک مقدار عددی است که فعالیت مغزی مراجع (که توسط Guideها محاسبه شده) با آن مقایسه میشود. اگر فعالیت مغزی از این خط عبور کند (مثلاً بالاتر یا پایینتر برود)، مراجع پاداش (صدا، تصویر و…) دریافت میکند. در نمودارهای پایانی جلسه، این آستانه همان **خط سبز رنگ(برای راهنمای اول یا main) و خط آبی رنگ (برای راهنمای دوم یا control) ** است که روند تغییرات سختی تمرین را نشان میدهد.
انتخاب نحوه تعیین این آستانه، حیاتیترین بخش تنظیم پروتکل است.
گزینههای Baseline (خط پایه)
each session (هر جلسه):
-
مفهوم: با انتخاب این گزینه، نرمافزار در ابتدای هر جلسه درمانی (معمولاً در ۲-۳ دقیقه اول)، فعالیت مغزی مراجع را در حالت عادی اندازهگیری میکند. سپس بر اساس این اندازهگیری، آستانه یا “خط هدف” را برای همان روز تنظیم میکند.
-
کاربرد و مثال علمی: این گزینه بهترین و پراستفادهترین حالت است. فرض کنید مراجع شما شب گذشته خوب نخوابیده یا قبل از جلسه قهوه زیادی نوشیده است. فعالیت مغزی او امروز با دیروز متفاوت است. این گزینه تضمین میکند که آستانه بر اساس وضعیت واقعی مغز در همان روز تنظیم شود.
-
نکته فوقالعاده مهم: برای اینکه این گزینه به درستی کار کند، درمانگر باید اطمینان حاصل کند که در دقایق ابتدایی (مثلاً ۲-۳ دقیقه اول) یک بیسلاین تمیز و بدون آرتیفکت (مانند سرفه، حرکت شدید، پلک زدن زیاد) از مراجع ثبت شود. اگر بیسلاین ‘آلوده’ باشد، آستانه به اشتباه تنظیم شده و کل جلسه درمانی را مختل میکند.
first session (جلسه اول):
-
مفهوم: در این حالت، نرمافزار فقط یک بار (در جلسه اول) Baseline را اندازهگیری میکند و آن را به عنوان آستانه ثابت برای تمام جلسات آینده (مثلاً ۱۵ جلسه) در نظر میگیرد.
-
کاربرد و مثال علمی: این روش کمتر رایج است و معمولاً در پروتکلهای تحقیقاتی یا سناریوهای “عملکرد بهینه” (Peak Performance) استفاده میشود که هدف، اندازهگیری پیشرفت مطلق نسبت به یک نقطه شروع ثابت است.
گزینه Change Percentage (تغییر درصد)
مفهوم: این گزینه فقط زمانی که first session را انتخاب کردهاید فعال میشود. این به شما اجازه میدهد تا آن آستانه ثابت جلسه اول را به صورت دستی کمی تغییر دهید.
Incremental (افزایشی): آستانه را به میزان X درصد سختتر میکند.
Decremental (کاهشی): آستانه را به میزان X درصد آسانتر میکند.
بازه مجاز و تأثیر: معمولاً بازه ۵- تا ۱۵+ درصد استفاده میشود.
-
مثال (سناریو کمینه): اگر مراجع در جلسات بعدی نسبت به آستانه ثابت جلسه اول، عملکرد ضعیفتری دارد، میتوانید با تنظیم “Decremental 5%”، آستانه را ۵ درصد آسانتر کنید تا قابل دستیابی باشد.
-
مثال (سناریو بیشینه): اگر مراجع به راحتی به آستانه ثابت میرسد، میتوانید با “Incremental 10%”، چالش را برای جلسات بعدی افزایش دهید. (استفاده از حالت Dynamic این کار را هوشمندانه انجام میدهد).
محل تغییر طول زمانی بیس-لاین
۲. تنظیمات حین جلسه (During Session)
این بخش مشخص میکند که آستانهای که در بخش قبل تعیین شد، در طول جلسه (مثلاً ۱۸ دقیقه) چگونه رفتار کند.
Manual (دستی)
مفهوم: آستانه در طول جلسه ثابت میماند. اگر Baseline شما (که در ابتدای جلسه گرفته شده) عدد ۱۰ باشد، آستانه تا انتهای جلسه همان ۱۰ باقی میماند.
کاربرد: تقریباً منسوخ شده است. زیرا مغز مراجع در طول جلسه خسته میشود یا یاد میگیرد و نیاز به تغییر آستانه دارد. آستانه ثابت یا به سرعت آسان میشود یا به سرعت غیرقابل دسترس میشود.
Dynamic (پویا)
مفهوم: این قلب یادگیری نوروفیدک است. با انتخاب این گزینه، آستانه به طور خودکار بر اساس عملکرد مراجع در طول جلسه تنظیم (Adjust) میشود. مانند یک مربی هوشمند، اگر مراجع به راحتی پاداش بگیرد، آستانه را سختتر میکند و اگر نتواند پاداش بگیرد، آستانه را آسانتر میکند.
کاربرد: این گزینه باید همیشه برای جلسات درمانی واقعی انتخاب شود، زیرا مغز را در “منطقه یادگیری بهینه” نگه میدارد.
با انتخاب Dynamic، دو گزینه زیر فعال میشوند:
Update Time (زمان بهروزرسانی)
مفهوم: مشخص میکند که نرمافزار هر چند ثانیه یک بار عملکرد مراجع را بررسی کرده و در صورت نیاز، آستانه (خط قرمز) را بهروزرسانی کند.
بازه مجاز و تأثیر (سناریوهای کمینه و بیشینه): بازه رایج ۳ تا ۸ ثانیه است.
-
سناریو کمینه (مثلاً ۱ ثانیه): آستانه بسیار “پرش” خواهد داشت و نوسان میکند. این تغییرات لحظهای و سریع، ثبات ندارند و باعث گیج شدن مغز مراجع میشوند.
-
سناریو بیشینه (مثلاً ۳۰ ثانیه): نرمافزار بسیار کند به خستگی یا تمرکز مراجع واکنش نشان میدهد. ممکن است مراجع برای ۳۰ ثانیه هیچ پاداشی نگیرد (چون خسته شده و آستانه هنوز سخت است) و ناامید شود.
-
نتیجه: مقدار ۵ ثانیه (مانند تصویر) یک تعادل عالی بین پاسخدهی سریع و ثبات است.
Learning Rate (نرخ یادگیری)
مفهوم: این عدد (درصد) مشخص میکند که آستانه چقدر سریع باید به سمت عملکرد جدید مراجع حرکت کند. این مهمترین پارامتر پویایی است.
بازه مجاز و تأثیر (سناریوهای کمینه و بیشینه): بازه بهینه ۷۰٪ تا ۹۰٪ است.
مفهوم کلیدی (چرا بالای ۵۱٪؟): این عدد باید همیشه بالای ۵۱٪ باشد.
-
اگر نرخ یادگیری ۵۰٪ باشد، آستانه جدید دقیقاً وسط آستانه قدیمی و عملکرد جدید مراجع قرار میگیرد.
-
اگر نرخ یادگیری کمتر از ۵۰٪ باشد (مثلاً ۴۰٪)، آستانه جدید به آستانه قدیمی نزدیکتر خواهد بود تا عملکرد جدید مراجع! این عملاً یادگیری را متوقف کرده و به نوعی پاداش را تصادفی (Random) میکند، زیرا آستانه به جای سختتر شدن در زمان موفقیت، به سمت مقدار قبلی خود تمایل دارد.
سناریوهای بازه مجاز:
-
سناریو کمینه (مثلاً ۷۰٪): آستانه به آرامی تغییر میکند و “پایدار” است. برای مراجع مضطرب که نیاز به ثبات بیشتری دارند مناسب است، اما ممکن است چالش کافی ایجاد نکند.
-
سناریو بیشینه (مثلاً ۹۰٪): آستانه بسیار سریع به عملکرد مراجع نزدیک میشود. این حالت چالشبرانگیزتر است اما ممکن است برای برخی نوسان زیادی داشته باشد.
-
نتیجه: مقدار ۸۰٪ (مانند تصویر) یک استاندارد طلایی در نظر گرفته میشود که تعادل عالی بین ثبات و چالش ایجاد میکند.
۳. تنظیمات Guide (عملگرها و فیلد عددی)
عملگرهای > (بزرگتر از) و < (کوچکتر از)
مفهوم: این عملگرها “قانون” بازی را تعیین میکنند.
-
> (بزرگتر از): به معنای “تقویت” (Reward) است. مراجع پاداش میگیرد اگر فعالیت مغزیاش بالاتر از آستانه برود. (مثال: میخواهیم SMR را تقویت کنیم).
-
< (کوچکتر از): به معنای “سرکوب” (Inhibit) است. مراجع پاداش میگیرد اگر فعالیت مغزیاش پایینتر از آستانه بیاید. (مثال: میخواهیم Theta یا High Beta را سرکوب کنیم).
فیلد عددی (که در تصویر شما غیرفعال است)
چرا غیرفعال است؟ چون شما تیک “Find Threshold with Baseline” را زدهاید. این یعنی شما به نرمافزار گفتهاید: “خودت Baseline را پیدا کن و آستانه را محاسبه کن”.
چه زمانی فعال میشود؟ اگر تیک “Find Threshold…” را بردارید، این فیلد فعال میشود. این به معنای تنظیم آستانه دستی مطلق است.
چطور عدد مناسب را پیدا کنیم؟ این یک قابلیت بسیار پیشرفته و تخصصی است. درمانگر باید پس از بررسی نقشه مغزی (QEEG) و دیدن اعداد دقیق (مثلاً قدرت مطلق Theta در Fz دقیقاً ۱۵ µV است)، به صورت دستی آستانه را مثلاً روی ۱۴ تنظیم کند. این روش منسوخ و بسیار دشوارتر از حالت Dynamic Baseline است و توصیه نمیشود.
۴. عملگرهای منطقی (AND / OR)
مفهوم: این عملگرها مشخص میکنند که چگونه دو یا چند Guide (قانون) با هم ترکیب شوند تا پاداش نهایی داده شود.
AND (و) – (گزینه انتخاب شده در تصویر)
فلسفه: “شما باید تمام شرایط را همزمان برآورده کنید تا پاداش بگیرید.”
مثال علمی (پروتکل SMR برای ADHD):
-
Guide 1: تقویت SMR (باید > آستانه باشد)
-
AND
-
Guide 2: سرکوب Theta (باید < آستانه باشد)
-
AND
-
Guide 3: سرکوب High Beta (باید < آستانه باشد)
نتیجه: مراجع فقط و فقط زمانی پاداش میگیرد که در یک لحظه، همزمان متمرکز (SMR بالا)، هوشیار (Theta پایین) و آرام (High Beta پایین) باشد. این همان حالت “ایدهآل” مغزی است که ما به دنبال آموزش آن هستیم.
OR (یا)
فلسفه: “شما پاداش میگیرید اگر حداقل یکی از شرایط را برآورده کنید.”
مثال علمی (پروتکل انعطافپذیری Alpha/Beta):
-
Guide 1: تقویت Alpha (باید > آستانه باشد)
-
OR
-
Guide 2: تقویت Beta (باید > آستانه باشد)
نتیجه: این پروتکل برای آموزش “انعطافپذیری مغز” (Flexibility) استفاده میشود. هدف این است که مغز یاد بگیرد به راحتی بین حالت آرام (Alpha) و حالت فعال (Beta) جابجا شود.
تحلیل مثال واقعی: پروتکل “General SMR” در تصویر شما
حالا بیایید تمام این مفاهیم را روی پروتکل حاضر در تصویر شما (General SMR) پیاده کنیم:
Expressions (متغیرها):
-
e1: Beta 1 (SMR) in C3
-
e2: Beta 1 (SMR) in C4
-
e3: High Beta (Tension) in C3,C4
-
e4: Theta/Delta (Drowsy) in C3,C4
Guides (فرمولها):
-
main: (abs(e1-e2)/(e1+e2))
-
معنای فرمول: این فرمول “شاخص عدم تقارن” (Asymmetry Index) را محاسبه میکند. این فرمول درصد اختلاف SMR بین دو نیمکره (C3 و C4) را اندازهگیری میکند.
-
control: e3+e4
-
معنای فرمول: این فرمول مجموع امواج “مزاحم” (تنش عضلانی و خوابآلودگی) را محاسبه میکند.
Threshold Settings (قوانین بازی):
-
main < [Threshold]
-
قانون ۱: “پاداش بگیر، زمانی که عدم تقارن (main) کمتر از آستانه باشد.” (یعنی زمانی که دو نیمکره شبیه به هم (Symmetrical) عمل کنند).
-
AND
-
قانون منطقی: “و همچنین…”
-
control < [Threshold]
-
قانون ۲: “پاداش بگیر، زمانی که مجموع امواج مزاحم (control) کمتر از آستانه باشد.” (یعنی زمانی که آرام و هوشیار باشی).
شماتیک کامل یک پروتکل نوروفیدبک
توضیح کامل پروتکل:
“این پروتکل General SMR، یک پروتکل آموزش تقارن (Symmetry Training) است. هدف نهایی این است که به مغز آموزش دهیم تا فعالیت SMR را در هر دو نیمکره (چپ و راست) به صورت هماهنگ و متعادل تولید کند (قانون ۱) و همزمان این کار را در یک حالت آرام و هوشیار (بدون تنش یا خوابآلودگی) انجام دهد (قانون ۲).
نحوه اجرای جلسه به این صورت است که در ابتدای هر جلسه، Baseline (میزان تقارن و میزان امواج مزاحم) به شرط تمیز بودن ثبت میشود. سپس در طول جلسه، آستانهها (خطوط قرمز) به صورت پویا (Dynamic) هر ۵ ثانیه با نرخ یادگیری ۸۰٪ تنظیم میشوند تا اطمینان حاصل شود که مغز مراجع به طور مداوم برای دستیابی به تقارNی بهتر و آرامش بیشتر، به چالش کشیده میشود.”
“`
نورواستودیو - پنجره تنظیمات
توجه: این بخش آموزش پیشرفته میباشد، در صورتی که کمتر از سه ماه از فعالیت شما میگذرد، از این بخش عبور کنید
راهنمای کامل تنظیمات فنی (Settings) در نرمافزار Neuro-Studio
صفحه تنظیمات، جایی است که شما نحوه ارتباط نرمافزار با دستگاه تقویتکننده (Amplifier) و روشهای ریاضی پردازش سیگنال را تعیین میکنید. تنظیمات صحیح در این بخش برای داشتن یک سیگنال تمیز و بازخورد دقیق حیاتی است.
۱. تنظیمات سختافزاری سیگنال (Hardware Settings)
این بخش مشخص میکند که سیگنال خام چگونه از دستگاه دریافت شود.
Gain (گین یا ضریب تقویت)
-
مفهوم: سیگنالهای مغزی بسیار ضعیف هستند (در حد میکروولت). گین مشخص میکند که این سیگنال چقدر باید تقویت شود تا توسط نرمافزار دیده شود.
-
تنظیم پیشنهادی: عدد 24 (مطابق تصویر) معمولاً استاندارد است.
-
نکته مهم: اگر گین خیلی پایین باشد، امواج مغزی دیده نمیشوند (خط صاف). اگر خیلی بالا باشد، سیگنال “برش” میخورد (Clipping) و مربعی میشود.
Sampling Rate (نرخ نمونهبرداری)
-
مفهوم: دستگاه در هر ثانیه چند بار از مغز “عکس” میگیرد؟ عدد 250 یعنی در هر ثانیه، 250 نقطه داده ثبت میشود.
-
کاربرد: برای اکثر کاربردهای نوروفیدبک و لورتا، نرخ 250 Hz کاملاً کافی و استاندارد است. افزایش بیدلیل این عدد فقط فشار پردازشی را روی کامپیوتر زیاد میکند.
۲. روشهای پردازش ریاضی (Calculation Method)
این بخش تعیین میکند که نرمافزار چگونه امواج خام را به اعداد قابل فهم (مثل قدرت آلفا) تبدیل کند.
Power Calculation Method (روش محاسبه توان)
-
گزینه FFT (Fast Fourier Transform): تبدیل فوریه سریع. این استانداردترین و رایجترین روش در جهان برای تبدیل سیگنال زمان به فرکانس است. (پیشنهاد ما: همیشه روی FFT باشد).
-
گزینه JTFA (Joint Time-Frequency Analysis): روشی پیچیدهتر برای تحلیل همزمان زمان-فرکانس. معمولاً برای مصارف تحقیقاتی خاص استفاده میشود.
Data Window (پنجره داده)
-
مفهوم: نرمافزار برای محاسبه قدرت موج در “همین لحظه”، نیاز دارد به “کمی قبلتر” نگاه کند. عدد 0.25 (یعنی ۲۵۰ میلیثانیه) نشان میدهد که محاسبات بر اساس یکچهارم ثانیه اخیر انجام میشود.
-
تأثیر تغییرات:
-
اعداد کمتر (مثل 0.25): سرعت پاسخدهی بسیار بالا میرود (Real-time تر است)، اما نوسانات عدد خروجی ممکن است زیاد باشد.
-
اعداد بیشتر (مثل 1.0): تغییرات نرمتر و پایدارتر میشوند، اما کمی “تأخیر” در بازخورد ایجاد میشود.
۳. فیلترها و نمایش (Filters & Display)
Blink Remove (حذف پلکزدن)
-
مفهوم: پلکزدن سیگنال الکتریکی بسیار قویتری نسبت به مغز تولید میکند و میتواند محاسبات را خراب کند.
-
کاربرد حیاتی: این گزینه باید همیشه تیک خورده باشد (مانند تصویر). این الگوریتم به طور هوشمند نویز ناشی از پلکزدن را شناسایی و حذف میکند تا مراجع به اشتباه پاداش نگیرد.
Smooth Plot & Colored Plot
- این گزینهها مربوط به نحوه نمایش گرافیکی امواج در مانیتور درمانگر هستند و تأثیری در کیفیت درمان ندارند. Smooth Plot لبههای تیز امواج را نرم میکند تا زیباتر دیده شوند.
۴. بخش حساب کاربری و لایسنس (Account & Modules)
در سمت راست پنجره، وضعیت دسترسی شما نمایش داده میشود:
-
Remaining Sessions: تعداد جلسات باقیمانده از اعتبار شما (مثلاً ۹۵۵ جلسه).
-
Loreta Module: وضعیت فعال بودن قفل نرمافزاری برای ماژول لورتا. اگر لایسنس شما منقضی شود، امکان انجام لورتا را نخواهید داشت.
-
Update: دکمه آبی رنگ بالا سمت راست برای بررسی نسخه جدید نرمافزار است (در تصویر نسخه 3.33.0 است).
۵. ابزار تست (Signal Generator) – ⚠️ هشدار مهم
در پایین صفحه گزینهای به نام Signal Generator وجود دارد.
-
مفهوم: این گزینه ارتباط با دستگاه واقعی را قطع کرده و امواج “ساختگی و مصنوعی” تولید میکند.
-
کاربرد: فقط برای تست نرمافزار یا آموزش بدون حضور بیمار استفاده میشود.
-
هشدار جدی: هنگام درمان مراجع، حتماً مطمئن شوید که تیک این گزینه برداشته شده باشد. اگر تیک خورده باشد، شما در حال درمان یک “سیگنال مصنوعی” هستید و مراجع هیچ بازخورد واقعی دریافت نمیکند!
پس از اعمال تغییرات، حتماً روی آیکون “ذخیره” (دیسکت آبی) در پایین صفحه کلیک کنید.