مقدمه: فراتر از دارو درمانی در مدیریت اسکیزوفرنی
اسکیزوفرنی یکی از پیچیدهترین و ناتوانکنندهترین اختلالات روانپزشکی است که متخصصان حوزه سلامت روان با آن روبرو هستند. در حالی که داروهای آنتیسایکوتیک سنگ بنای درمان برای کنترل علائم مثبت (مانند هذیان و توهم) هستند، اغلب در بهبود علائم منفی (مانند انزوای اجتماعی و بیانگیزگی) و نقایص شناختی (مانند مشکلات حافظه و عملکرد اجرایی) با محدودیت مواجه میشوند. این علائم مقاوم به درمان، تأثیر عمیقی بر عملکرد روزانه و کیفیت زندگی بیماران دارند. در اینجاست که رویکردهای نوین مانند نوروفیدبک، به عنوان یک درمان مکمل و غیرتهاجمی، پنجرهای جدید از امید را باز میکنند. اما شواهد علمی اخیر در این زمینه چه میگویند؟
نوروفیدبک چیست و چگونه در اسکیزوفرنی کاربرد دارد؟
نوروفیدبک یک تکنیک خودتنظیمی مغز است که به افراد کمک میکند تا فعالیت الکتریکی مغز خود (امواج مغزی) را به صورت ارادی کنترل کنند. در زمینه اسکیزوفرنی، تحقیقات بر روی الگوهای خاصی از امواج مغزی که با علائم بیماری مرتبط هستند، متمرکز شده است. برای مثال، برخی مطالعات به ناهنجاری در امواج آلفا، تتا و گاما در نواحی پیشانی و گیجگاهی اشاره دارند. هدف پروتکلهای نوروفیدبک، آموزش دادن به مغز برای عادیسازی این الگوهای نامنظم است. این فرآیند میتواند به تقویت ارتباطات عصبی جدید و بهبود عملکرد شبکههای مغزی منجر شود، پدیدهای که به آن نوروپلاستیسیتی میگویند.
آخرین یافتههای تحقیقاتی (۲۰۲۴-۲۰۲۵): شواهد چه میگویند؟
در سالهای اخیر، علاقه به استفاده از نوروفیدبک برای اسکیزوفرنی افزایش یافته و مطالعات جدیدی در حال انجام است. یک مرور سیستماتیک که در جولای ۲۰۲۴ منتشر شد، نشان داد که اگرچه بسیاری از تحقیقات اولیه شامل مطالعات موردی بودهاند، اما نتایج کلی، پتانسیل نوروفیدبک را به عنوان یک درمان کمکی برای بهبود عملکرد مغز و کاهش علائم در بیماران تأیید میکند.
یک متاآنالیز جدیدتر که دادههای آن تا ژانویه ۲۰۲۵ را پوشش میدهد، نتایج قویتری را ارائه کرد. این مطالعه که شامل ۱۴ کارآزمایی بالینی با مجموع ۱۳۷۱ بیمار بود، به این نتیجه رسید که نوروفیدبک EEG در ترکیب با درمان دارویی، به طور قابل توجهی هم علائم مثبت و هم علائم منفی اسکیزوفرنی را بهبود میبخشد. جالب اینجاست که پروتکلهای با فرکانس بالاتر (بیش از ۴ بار در هفته) و دوره درمانی طولانیتر (بیش از ۸ هفته) نتایج بهتری را نشان دادند.
هدفگیری علائم خاص: از توهمات شنوایی تا نقایص شناختی
- علائم منفی و شناختی: مطالعات نشان دادهاند که پروتکلهای نوروفیدبک با هدف افزایش ریتم حسی-حرکتی (SMR) و امواج بتا میتوانند به طور مؤثری علائم منفی و عملکردهای شناختی را بهبود بخشند. همچنین، یک مطالعه مقدماتی در سپتامبر ۲۰۲۴ نشان داد که یک پروتکل فشرده ۸ جلسهای نوروفیدبک آلفا/تتا، منجر به بهبود قابل توجه در حافظه کلامی و عملکردهای اجرایی بیماران شد.
- توهمات شنوایی (AVH): اگرچه نتایج در این حوزه متفاوت است، اما تحقیقاتی در حال بررسی پروتکلهایی برای کاهش فعالیت بیش از حد در قشر گیجگاهی (مرتبط با پردازش شنوایی) هستند. برخی مطالعات اولیه نتایج امیدوارکنندهای را در کاهش شدت توهمات گزارش کردهاند.
- رفتارهای تکانشی: یک کارآزمایی تصادفیسازی و کنترلشده که نتایج آن در اکتبر ۲۰۲۴ منتشر شد، نشان داد که نوروفیدبک با هدف تقویت امواج آلفا، نه تنها رفتارهای تکانشی را در بیماران مرد مبتلا به اسکیزوفرنی کاهش داد، بلکه به طور کلی علائم مثبت، منفی و شناختی را نیز بهبود بخشید.
کاربرد بالینی و ملاحظات عملی
شواهد فعلی قویاً نشان میدهند که نوروفیدبک یک درمان مستقل برای اسکیزوفرنی نیست، بلکه یک مداخله کمکی قدرتمند است که در کنار درمان دارویی و رواندرمانی به کار میرود. این روش به ویژه برای بیمارانی که به درمانهای استاندارد پاسخ کامل نمیدهند یا از عوارض جانبی داروها رنج میبرند، ارزشمند است.
برای اجرای موفق این پروتکلهای پیچیده، دسترسی به تجهیزات دقیق و پیشرفته ضروری است. استفاده از سیستمهای دستگاه نوروفیدبک با قابلیتهای پیشرفته مانند نوروفیدبک لورتا (LORETA)، به متخصصان این امکان را میدهد که نواحی عمیقتر و شبکههای خاص مغزی را با دقت بیشتری هدف قرار دهند. شرکتهایی مانند فناوران سرمد با ارائه دستگاههای نقشهبرداری مغزی (qEEG) و سیستمهای نوروفیدبک پیشرفته، ابزارهای لازم برای پیادهسازی این پروتکلهای مبتنی بر شواهد را در اختیار کلینیکها قرار میدهند.
نتیجهگیری: افقهای جدید در درمان اسکیزوفرنی
تحقیقات جدید در سالهای ۲۰۲۴ و ۲۰۲۵، جایگاه نوروفیدبک را از یک روش تجربی به یک ابزار درمانی مکمل و مبتنی بر شواهد برای اسکیزوفرنی ارتقا دادهاند. این روش با ارائه یک رویکرد غیرتهاجمی و با عوارض جانبی حداقلی، پتانسیل قابل توجهی برای بهبود علائم منفی و شناختی مقاوم به درمان دارد. اگرچه هنوز به کارآزماییهای بالینی بزرگتر و با کنترل دقیقتر نیاز است، اما مسیر پیش رو روشن است: نوروفیدبک در حال تبدیل شدن به بخشی جداییناپذیر از جعبهابزار درمانی برای مدیریت جامع و شخصیسازیشده اسکیزوفرنی است و به متخصصان کمک میکند تا کیفیت زندگی بیمارانی را که با این اختلال پیچیده زندگی میکنند، به طور معناداری بهبود بخشند.

