مقدمه: وقتی برچسب ADHD کافی نیست
تصور کنید دو مراجع با تشخیص یکسان ADHD به کلینیک شما مراجعه میکنند. هر دو از نقص توجه و حواسپرتی شکایت دارند، اما یکی بیقرار و تکانشگر است و دیگری اغلب در دنیای خودش غرق میشود و به نظر میرسد انرژی پایینی دارد. آیا یک پروتکل درمانی واحد، مانند کاهش نسبت تتا/بتا (TBR)، میتواند برای هر دوی این افراد به یک اندازه مؤثر باشد؟ پاسخ علم اعصاب مدرن به این سؤال، یک «نه» قاطع است.
اختلال نقص توجه/بیشفعالی (ADHD) یک اختلال یکپارچه با یک علت عصبی واحد نیست. تحقیقات گسترده با استفاده از نقشهبرداری کمی مغز (qEEG) نشان داده است که ADHD در واقع یک چتر تشخیصی است که چندین زیرگروه یا «فنوتیپ» عصبی متمایز را در بر میگیرد. اینجاست که qEEG از یک ابزار تشخیصی صرف، به یک نقشه راه درمانی قدرتمند تبدیل میشود که به ما اجازه میدهد پروتکلهای نوروفیدبک را برای نیازهای منحصر به فرد مغز هر فرد شخصیسازی کنیم.
رمزگشایی از چهرههای مختلف ADHD با qEEG
رویکرد «یک سایز برای همه» در درمان ADHD منسوخ شده است. qEEG به ما این امکان را میدهد که الگوهای الکتریکی زمینهای مغز را که منجر به علائم رفتاری میشوند، شناسایی کنیم. مطالعات متعدد، چندین الگوی qEEG متمایز را در میان افراد مبتلا به ADHD شناسایی کردهاند که هر کدام به یک پروتکل نوروفیدبک متفاوت پاسخ بهتری میدهند:
۱. فنوتیپ کلاسیک: کمبرانگیختگی قشری (Cortical Hypoarousal)
- الگوی qEEG: افزایش امواج آهسته (تتا و گاهی آلفا) در نواحی پیشانی و مرکزی مغز. این همان الگویی است که منجر به نسبت تتا/بتای بالا (TBR) میشود.
- نمود بالینی: این افراد معمولاً با علائم کلاسیک نوع بیتوجه ADHD شناخته میشوند: حواسپرتی، رویاپردازی، مشکل در شروع و تکمیل وظایف، و کندی در پردازش اطلاعات.
- پروتکل درمانی هدفمند: پروتکل استاندارد کاهش نسبت تتا/بتا (TBR) در این گروه بیشترین اثربخشی را دارد. هدف، مهار امواج تتا و تقویت امواج بتا (بهویژه در محدوده فرکانس پایین یا SMR) در نواحی پیشانی-مرکزی (مانند Cz یا Fz) است تا سطح برانگیختگی و تمرکز مغز افزایش یابد.
۲. فنوتیپ اضطرابی: بیشبرانگیختگی قشری (Cortical Hyperarousal)
- الگوی qEEG: افزایش قابل توجه امواج بتای سریع (High Beta) در نواحی مرکزی، پیشانی یا حتی کل سر. این الگو نشاندهنده یک مغز «بیشفعال» و در حالت تنش است.
- نمود بالینی: این افراد علاوه بر نقص توجه، اغلب علائم اضطراب، تنش درونی، بیقراری ذهنی، تحریکپذیری و مشکلات خواب را نیز تجربه میکنند. اعمال یک پروتکل تقویت بتا بر روی این افراد میتواند علائم آنها را تشدید کند.
- پروتکل درمانی هدفمند: در اینجا هدف، آرامسازی مغز است. پروتکلهای مهار بتای سریع (High Beta Inhibit) یا تقویت ریتم حسی-حرکتی (SMR) در نواحی مرکزی (مانند C4) میتواند به کاهش تنش و بهبود تمرکز کمک کند. در موارد شدیدتر، پروتکل آلفا-تتا نیز ممکن است برای کاهش اضطراب زمینهای مفید باشد.
۳. فنوتیپ ترکیبی و سایر الگوها
- الگوهای qEEG: برخی افراد ترکیبی از الگوهای فوق را نشان میدهند یا الگوهای کمتر شایعی مانند افزایش امواج آلفا در نواحی پیشانی (مرتبط با افسردگی کوموربید) یا الگوهای ناهماهنگی (Coherence) بین نواحی مختلف مغز را دارند.
- نمود بالینی: این موارد پیچیدهترین چهرههای ADHD هستند که اغلب با اختلالات دیگری همراهی دارند و به پروتکلهای استاندارد پاسخ نمیدهند.
- پروتکل درمانی هدفمند: در این موارد، هنر و علم نوروتراپیست در تحلیل دقیق نقشه مغزی و طراحی یک پروتکل چندمرحلهای یا ترکیبی مشخص میشود. ممکن است لازم باشد ابتدا با یک پروتکل آرامسازی شروع کرد و سپس به سراغ پروتکلهای تقویتی رفت. استفاده از نوروفیدبک LORETA برای هدف قرار دادن شبکههای عمقی مغز نیز در این موارد بسیار کارآمد است.
چرا درمان مبتنی بر qEEG آینده نوروفیدبک است؟
شواهد به طور فزایندهای نشان میدهند که نوروفیدبک مبتنی بر qEEG (QEEG-informed Neurofeedback) نتایج درمانی برتر و پایدارتری نسبت به رویکردهای غیراختصاصی دارد. یک مطالعه مروری در سال ۲۰۲۱ نشان داد که مداخلات نوروفیدبک شخصیسازیشده بر اساس qEEG، اندازههای اثر (Effect Sizes) بزرگتری نسبت به پروتکلهای استاندارد که به صورت تصادفی اعمال میشوند، ایجاد میکنند. این رویکرد به ما اجازه میدهد:
- افزایش دقت درمان: با هدف قرار دادن مستقیم ناهنجاریهای عصبی فرد، اثربخشی درمان را به حداکثر میرسانیم.
- کاهش عوارض جانبی: از اعمال پروتکلهای نامناسب که میتوانند منجر به اضطراب یا تحریکپذیری شوند، جلوگیری میکنیم.
- پیشبینی پاسخ به درمان: الگوی qEEG میتواند به ما در پیشبینی اینکه کدام مراجع به کدام پروتکل بهتر پاسخ خواهد داد، کمک کند.
نتیجهگیری: از تشخیص تا طراحی درمان دقیق
حرکت از یک پروتکل استاندارد به سمت یک رویکرد درمانی شخصیسازیشده، گام بعدی در تکامل نوروفیدبک برای ADHD است. qEEG دیگر یک ابزار جانبی لوکس نیست، بلکه یک ضرورت بالینی برای هر متخصصی است که به دنبال ارائه مؤثرترین و علمیترین درمان ممکن است. با درک اینکه برچسب ADHD تنها نقطه شروع است، میتوانیم با استفاده از نقشه مغزی، به عمق ناهنجاریهای عصبی هر فرد نفوذ کرده و پروتکلی را طراحی کنیم که دقیقاً برای مغز او ساخته شده است.
برای تشخیص دقیق این زیرگروههای عصبی و اجرای پروتکلهای درمانی پیشرفته، دسترسی به تجهیزات باکیفیت و تحلیلهای معتبر ضروری است. شرکت فناوران سرمد با ارائه دستگاههای نقشه مغزی (qEEG) پیشرفته و خدمات تخصصی تفسیر نقشه مغزی، به کلینیسینها کمک میکند تا با اطمینان بیشتری در مسیر درمان شخصیسازیشده قدم بردارند و بهترین نتایج را برای مراجعان خود به ارمغان آورند.

